می دانم...   

می دانم که نمی آيی!

می دانم٬ اما می مانم!

می مانم چشم به راه و منتظر!

 اگر هزار سال هم طول بکشد؛ می مانم!

می دانم که نمی آيی!

خدا مرا گواه است!

 چشم به راهی ام را!      وفاداريم را!     

دل شکستگی ام را!      دلتنگی ام را!      و صبوريم را!

گويی آزمونم تنها  همين است؟!:

عـــــشـــــق

چشم به راهم!

می دانم که نمی آيی!

می دانم که هرگز نمی آيی!

لینک
   همين امروز...   

همين امروز که ما را روز ديدار است
همين امروز که ما را روز آغوش و نوازشهاست
همين امروزُ همين امروز...
سحر از ماوراي ظلمت شب مي زند لبخند
قناري ها سرود صبح مي خوانند...
من آنجا چشم در راه توام...!
ناگاه٬
ترا از دور مي بينم که مي آيي
ترا از دور مي بينم که مي خندي
ترا از دور مي بينم که مي خندي و مي آيي...
سراپا چشم خواهم شد
ترا در  بازوان خويش خواهم ديد
سرشک اشتياقم٬ شبنم گلبرگ رخسار تو خواهد شد
برايت شعر خواهم خواند٬ برايم شعر خواهي خواند...
همين امروز٬ همين امروز...
دارم مي رم ببينمش. برام دعا کنين با دل اميدوار و لب خندون برگردم.
خداجون ممنون!

همين امروز۲

ساعت ۱۰ از خونه زدم بيرون. تموم تنم می لرزيد٬ انگار برای بار اول بود که می خواستم ببينمش.سوار ماشينای تجريش شدم. هر چی بيشتر به تجريش نزديک می شدم قلبم تند تر می زد. بهم ريخته بودم نزديکتر که شديم دلم می خواست پياده شم و پياده برم اما... ساعت ۱۰ دقيقه به ۱۱ بود که رسيدم تجريش.از خوشحالی داشتم پر در می آوردم ...بارون می باريد با خودم تکرار کردم:

زير باران بايد رفت يار را زير باران بايد ديد اما...

 هميشه سروقت می رسيد. ساعت شد ۱۱:۱۵ نگرون شدم زنگ زدم... گفت:من تو راهم. گفتم برم گل بخرم اما نمی دونم چرا نخريدم. برگشتم . پسرک فال فروش اومد جلو. گفت نيت کن پرنده فالتو بگيره گفتم نه! مرسی. به پرندش گفت فال بگير و ۱ فال گذاشت کنار کيفم. گفتم باشه اينم پولش. فالو باز کردم:

که عشق جانگداز آن دلآرام      تو را هم شهره می سازد در آفاق.

ای صاحب فال بدان کسی را دوست می داری و در آتش عشق او می سوزی و می سازی اما او به توالطفاتی ندارد ولی بدان: اين عشق جانسوز برای تو موهبتی است بزرگ که از طرف خداوند در قلب حساس تو بوديعه گذاشته شده است و بوسيله آن به آنچنان شهرتی برسی که در دنيا بلند آوازه گردی و از برکت آن شهرت اقتدار پيدا کنی.

ساعتو نگاه کردم ۱۲ بود. زنگ زدم موبايلش : دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد. زنگ زدم خونشون مامانش برداشت قطع کردم.بارون خيلی شديد بود خيس خيس شده بودم.بغض گلومو گرفته بود.ساعت شد۱۲:۳۰ نيومد!  ی پسره که اونم دوستش نيومده بود. خنديد وگفت گور بابا جفتشون بيا با هم بريم خوش باشيم.

تو چشاش نگاه کردم. گفتم من...من دوستش دارم

بغضم ترکيد ديگه نتونستم اونجا بمونم انگار داشتم خفه می شدم. الان که اومدم ديدم شمارش رو نمايشگر خونه افتاده. نمی دونم چی شده.چرا نيومد.چرا بازم دلمو شکست و چرا من بازهم دوستش دارم.

لینک
   عاشقم من! عاشقی بی قرارم! کس ندارد خبر از دل زارم.   

عاشقم من! عاشقی بی قرارم! کس ندارد خبر از دل زارم.

 آرزويی جز تو در دل ندارم.

من به لبخندی از توخرسندم مهر تو ای من آرزومندم بر تو پايبندم

از تو وفا خواهم      من زخدا خواهم تا براهت بازم جان     

 تا به تو پيوستم از همه بگسستم

بر تو فدا سازم جان

عاشقم من! عاشقی بی قرارم! کس ندارد خبر از دل زارم.

 آرزويی جز تو در دل ندارم.

من به لبخندی از توخرسندم مهر تو ای من

 آرزومندم بر تو پايبندم  از تو وفا خواهم      

من زخدا خواهم تا براهت بازم جان     

 تا به تو پيوستم از همه بگسستم

بر تو فدا سازم جان

خيز و با من در افقها سفر کن     دلنوازی چون نسيم سحر کن

ساز دل را نغمه گر کن همچو بلبل نغمه سر کن

نغمه گر کن همچو بلبل نغمه سر کن

لینک
   علي گويم علي جويم!   

مرا در تن بود تا جان علي گويم علي جويم

بجنبد تا رگم در جان علي گويم علي جويم

ز پيدا و ز پنهانم همين يك حرف را دانم

كه در پيدا و در پنهان علي گويم علي جويم

اگر اهل خراباتم وگر شيخ مناجاتم

به هر آئين ، به هر دستان علي گويم علي جويم

علي دين است و ايمانم ،علي درد است و درمانم

چه با درد و چه با درمان علي گويم علي جويم

علي حلال مشكل ها ،علي آرامش دلها

كند تا مشكلم آسان علي گويم علي جويم

اگر در خانقه افتم وگر در ميكده خفتم

به هر معموره و ويران علي گويم علي جويم

ز مهر او سرشت من ، جمال او بهشت من

هم اندر روضه ي رضوان علي گويم علي جويم

علي باب الله عرفان ،علي سرالله سبحان

به نور دانش و عرفان علي گويم علي جويم

اگر درويش و مسكينم وگر ديندار و بي دينم

چه با كفر و چه با ايمان علي گويم علي جويم

اگر تسبيح مي گويم وگر زنار مي جويم

به هر اسم و به هر عنوان علي گويم علي جويم

ز سوره سوره ي قرآن ، ز ياسين و ز الرحمان

به هر آيه ز هر تبيان علي گويم علي جويم

اگر از وصل خوشحالم وگر از هجر نالانم

چه با وصل و چه با هجران علي گويم علي جويم

به محشر چون برآرم سر ، به نزد خالق اكبر

به گاه پرسش و ميزان علي گويم علي جويم

عيد همه تون مبارک

ياعلی مدد.

لینک
   عشق...؟! نابودی عشق...؟!   

سلام.

روز اولی که اين وبلاگو زدم؛ هيچ نداشتم هيچ! تمام روز و شبم اشک بود و اشک! حتی قلبمو ازم گرفته بود.   فکر کن! يکی مياد می شه همون شاهزاده که هميشه منتظرش بودی. همونی که می خواست

ی قصری بسازه پنجره هاش آبی باشه من باشم و اون باشه و يک شب مهتابی باشه!

آره شاهزادت بياد با دستای خودش قصرتو  نابود کنه بهت بگه

 روزای روشن خداحافظ! بگه تو برو سفر سلامت!

چه روزا و شبای سختی بود. چه شبايی که تا خود صبح اشک ريختم. عشقم به همين آسونی از دست رفته بود. باورم نميشد! می خواستم اولين و آخرينم باشه! روزا گذشت و گذشت؛ تا اون شب که برگشت و گفت:

اگه دستام خالی باشه     اگه باشم عاشق تو...

اما چه عشقی؟

 وقتی يکی همه دنيات باشه و توبرای اون حتی اندازه يکی هم نباشی! 

بعد از ی مدت جا زدم بی تفاوتی هاش دلمو تيکه تيکه می کرد!

من کسی رو می خوام که عاشق باشه    اول و آخرش شقايق باشه

 هر کاری کردم که ازش متنفر بشم:

 پا رو عشقت می زارم می رم و تنهات می زارم!

 هر کاری می کردم که بتونم ازش دل بکنم اما... ديگه تصميم خودمو گرفتم:من! من دوستش دارم برای تموم عمر. می دونم

ما به هم نمی رسيم مثل خورشيديم و ماه 

اما دوستش دارم

من می مونم تا که نگن عشق ديگه بی دووم شده

من می مونم تا که نگن دوره عشق تموم شده

آره عزيزان شما که می گين عشق يا نابودی عشق؟

نمی دونم چی بگم خودمم نمی دونم فقط می دونم دوستش دارم. چی بگم؟ باورتون نميشه به خدا! همونی که همين ديشب بهم گفت دوستم داره بهم گفت : تو مال منی؛ الان ماههاست می گم بيا ببينمت اما... تو به اين چی می گی؟

ای کاش می فهميدم چرا دوستم داره! چرا رفت؟ چرا برگشت؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟

با سر زلف تو دل را سرو کاری است که بود 

 زآتش عشق تو در سينه شراری است که بود

دوستت دارم ها کوتاه نيست!

لینک
   عزيزم جشن ميلادت مبارک.   

            برای روز ميلاد تن خود           من آشفته رو تنها نذاری              

            برای ديدن باغ نگاهت             ميون پيکر شبها نذاری             

همه تنهاييا با من رفيقند!

منو در حسرت عشقت نذاری

برای روز ميلاد تن خود       منو دور از دل و ديدت نذاری

دلم!

می فهمی؟ دلم! دلتنگه و مهرت رو می خواد

دلم رو در پی غم ها نذاری

ميام تنها توی قلبت می شينم

منو قلبت رو جايی جا نذاری

عزيزم جشن ميلادت مبارک

منو اون سوی جشن دل نذاری!

يادت باشه نذاری...

لینک