وقتی دستام خالی باشه!   

وقتی دستام خالی باشه؛وقتی باشم عاشق تو            

غير دل چيزی ندارم      که بدونم لايق تو

دلم و از مال دنيا به تو هديه داده بودم؛ با تمام بی پناهی به تو تکيه داده بودم

هر بلايی سرم اومد همه زجری که کشيدم

همه رو به جون خريدم ولی از تو نبريدم

هر جا بودم با تو بودم؛ هر جا رفتم تورو ديدم

تو سبک شدن تو رويا؛ همه جا به تو رسيدم

اگه احساسمو کشتی؛ اگه از ياد منو بردی

اگه رفتی بی تفاوت به غريبه سر سپردی

بدون اينو که دل من ؛شده جادو به طلسمت

يکی هست اينور دنيا که تو يادش مونده اسمت

لینک
   بيا تا اومدنت دير نشده...   

مگذار که ياد ما را طعم تلخ اين حقيقت ببرد

اين حقيقت است که از دل برود هر آنکه از ديده رود

بيا برگرد تا خونه از عادتت سير نشده

تا نگام با يک نگاه تازه درگير نشده

بيا تا اومدنت دير نشده

دلها دلگير نشده

تا هنوز فاصلمون جوونه و پير نشده

آخه شبا تو چشام جای خواب دريای آبه

ساعت ديواری از وقتی که رفتی توی خوابه

هنوزم عکس من و تو روی ديوار توی قابه

نامه ای که گفته بودی من نخوندم؛ هنوزم لای کتابه

بيا برگرد تا خونه از عادتت سير نشده

تا نگام با يک نگاه تازه درگير نشده

لینک
   آمد٬ رفت. دوباره بر می گردد؟؟؟!   

آمد و آتش به جانم کرد و رفت        با محبت امتحانم کرد و رفت

آمد و بنشست و آشوبی به پا         در ميان دودمانم کرد و رفت

آمد و رويی گشود و شد نهان        نام خود ورد زبانم کرد و رفت

آمد و او دود شد٬ من شعله ای        در وجود خود٬نهانم کرد و رفت

آمد و برقی شد و جانم بسوخت        آتشين تر اين بيابانم کرد و رفت

آمد و آيينه گردانم بشد        طوطی بی همزبانم کرد و رفت

آمد و تيری زد و شد ناپديد        همچنان صيدی نشانم کرد و رفت

آمد و چون آفتی در من فتاد        سر به سوی آسمانم کرد و رفت

برگرد و بيا از دوباره شروع کنيم

لینک
   ببار بر من !   

بر من ببار

و در ساحل عشقم گلی بکار

شايد اين گل

بهانه ای باشد

برای دوباره بودنم

خدايا کمکمون کن!

لینک
   خوابم يا بيدارم...   

شب قدره! آخه خداجونم اينهمه صدات کردم بعد از اونهمه فقط ۵ دقيقه بايد آنلاين بشه و سلامی بکنه و بره فقط يا علی می گمعلی جونم تو نااميدم نکن.حالم زياد خوب نيست.ساعت ۱۰ شده. برای چند دقيقه آنلاين بشم چندنفری آنلاينند. دونفر پی ام ميدن و نفر سوم اونه نه باورم نميشه.حالا که اون هست من حالم خوب نيست.دستام يخ زده.ازش اجازه می خوام که برم: دوست دارم بمونی چند دقيقه ديگه هم می مونم اما نه طاقت ندارمشانس منه ديگه.خودشم تعجب می کنه. می گم بهش ديرتر زنگ می زنم. قبول می کنه.

ساعت ۱۱:۳۰ گوشی رو برمی دارم٬و شماره می گيرم بازم سلام و احوالپرسی. شروع می کنه به از خودش گفتن.و در آخر می رسه به تعريف از شعری که چند روز پيش براش گذاشته بودم. شعری که نمی دونم شاعرش کيه:

ديدی دلم شکست! ديدی چينی اصل قلب خويش؛ سپردم به دستهای خواهشت! ديدی... بی حواس!! پايت به سنگ خورد...افتاد بر زمين...شکست.ديدی چه بی صدا دلم شکست؟! ديدی حديث عشق و جنونت افسانه بود؟!! ديدی عاشقانه هايت فقط يک ترانه بود؟! ديدی عشق پاک من برايت بهانه بود؟! و کلام نگاهم برايت چه بيگانه بود؟! ديدی کوهکن؟ ديدی به جای کوه غم٬تيشه ات قلب من نشانه گرفت؟! ديدی قايق عشقم ز دريای محبت کناره گرفت؟! کبوتر دلم هوای آشيانه گرفت؟! آسمان غمم ابر ناله گرفت؟! ديدی عشقت حباب بود و در هوا شکست؟! ديدی دلم شکست؟! ديدی که ديوار صوتی هفت شهر عشق با ناله غمم شکست؟! ديدی دلم شکست؟! ديدی... نفهميدی!

عشق دلباختگيست. برای دلبر سوختگيست! با رنج و غم آميختگيست. ديدی صياد؟ ديدی کبوتر جلد بام تو در گوشه قفس بال و پرش شکست؟ ديدی؟؟؟ نه! نديدی٬ باور نمی کنم! ديدی کلبه چوبی اعتماد من با وزش خشک تو چه ناروا شکست؟! ديدی دلم شکست؟ ديدی زمن چه ماند؟؟؟ اشکی هميشگی.ديدی همبازی!! در بازی قشنگ مهر تو جر زدی بردی و جايزه ات...

بزار بخونم. با تار؟ نه با گيتارشروع می کنه:

ديدی دلم شکست؛ ديدی...

صدای هق هقم تو اتاق می پيچهنزدم و نخوندم که گريه کنیباشه!          مهرناز! تو هنوز مثل اون اولا منو دوست داری؟ آره! نه! خيلی بيشتر؛ خيلی بيشتر دوستت دارم

ساعت يکه نمی خوابی؟ نه٬ من هر شب تا ۳-۴ بيدارم.چی ميکنی؟ دوست داری بدونی؟! صبر کن! دفترمو باز کنم. اونايی که تو وبلاگم نوشتم رو برات بخونم.آها... اينا.مهرناز آدم شو.آدم باش...خب اينم از روزا و شبای من. خوشبختيمو می خواستی؛ اين خوشبختی منه! می بينی؟جوابی نميده. صداش می کنم. بغضش شکسته. از صداش معلومه

مهرناز ۱ چيزی بگم! قول بده نه نگیباشه. قول دادياباشه:

بزار فدات شم

خوشم نيومد

تو قول دادی

و شروع می کنه به خوندن:

اگه دستام خالی باشه... اگه باشم عاشق تو...

ديگه يادم نمياد خيلی حرف زد. خيلی. ساعت چنده؟ ۵:۳۰ صبحخودمونم باورمون نميشهبريم بخوابيم ديگه

۲ روز گذشتهنمی دونم! گيجم! مستم! حرفاش مهربونی بود يا...؟! اون برگشته يا نه؟! 

بازم با حرفاش مثل هميشه منو ديوونه کرد و...

خدايا آخر اين قصه چيه؟؟؟

لینک
   يا مولا دلم تنگ اومده....   

اين چند روز رو سکوت می کنم.برای هم دعا کنيم. خدا خدا خدا کنيم.

سکوت سرشار از ناگفته هاست.

خدايا منتظرم....

لینک
   مرا درياب!   

اون همه گريه کردم؛

ضجه زدم٬ به درک!

اون همه قسمت دادم٬ به جهنم!

اما

به همين روزهای عزيز ماه رمضان؛

به شهيد اين ماه که مجرب ترين بنده ست٬

به مولود امشب٬

به همين اشکای الان من٬ هرچقدر کثافت و پست باشم قاطی بنده هات؛

به همين اشکايی که درست لحظه اذان از چشمام فرو ريخته؛

به همين سوره های هر شب که تمام شد؛

به خودت که اسمت خداست؛

به خودت که اگر تا آخر اين ماه رقم نزدی؛ بهت شک می کنم٬

به عدلت شک می کنم٬

به بزرگيت شک می کنم٬

به بودنت شک می کنم٬

به شنيدنت شک می کنم٬

به همه چيزت شک می کنم٬

فقط همين امشب را اگر اشکهايم را ديده باشی و دلت به رحم نيامده باشد...

==>NAZINA<==

لینک
   بزن تار   

کلی حرف دارم که بزنم. اما به کی؟ خدا؟ حرفام براش تکراری شده. دعاهام . حتی اشکام .به اونيکه امشب هم نيست؟ امشبی که می خواستم سرمو رو شونه اش بزارم. از دلتنگی هام بگم. برای اونی که می گفت دوست نداره هيچ وقت منو ناراحت ببينه! ای کاش راست بود که می گن قاصدک پيغام می بره ولی ديگه قاصدکی نمونده.هميشه وقتی دلت می گرفت؛ می رفتی سراغ تار! چندوقت پيش يکی گفت سرت شلوغه وقت نداری. گفت می خوای حسابی رو تار زدن کار کنی. کار؟ نه! نه! اونقدر شناختمت که می دونم وقتی می گی می خوای بری سراغ تار يعنی دلت گرفته. يعنی يه دنيا حرف نگفته داری. يه دنيا حرف که می خوای بريزی تو خودت. ای کاش قاصدک بهت خبر بده: که به جای من٬ به جای حرفای منم تار بزنی.

بزن تار

که امشب باز دلم از دنيا گرفته

بزن تار و بزن تار

لینک
   باشه! اعتراف می کنم!   

دزد: سلام...اينجا کسی نيست...جز خودت...اينجا به گناهانت اعتراف کن...نکردی هم نظاره گر باش!

باشه! اعتراف می کنم:

به سراغم نميای تا ببينی...ببينی که زدم زير قولم.آره زدم زير قولم و خيلی روزا هم تکرارش می کنم. قول بود اما ...

يادمه ۱ بار سيگارتو ازت گرفتم  ۲ تا پک بهش زدم و برش گردوندم. خنديدی و گفتی اينو کشيدی يا کشتی؟!! ازم قول گرفتی و گفتی ديگه هيچوقت طرفش نرو! منم قول دادم . گفتم تو چی؟ گفتی منم هميشه نمی کشم. گاهی!

وقتی بهم گفتی برو؛ يادمه همون روزا کنار دستمو با سيگار داغ کردم هنوزم جاش هست. هروقت نگاش می کنم اشک مياد تو چشمام.اونروز شايد برای اين اينکارو کردم که می خواستم ببينم خوابم يا بيدار! نمی دونستم که اون لکه اين روزا برام ميشه سنگ صبور!

بعضی غروبا که ميام پايين دکمه پاورو که می زنم  همراهش ۱سيگار هم روشن میکنم. و سرفه های مکرر....! اما مهم نيست. ۱ شب داداشم  گفت: مفت باشه کاپيتان بلک باشه! فقط خنديدم. حرفی نميشد زد. گفت  سرفه هات چی؟ گفتم : مهم نيست!

ديگه هيچ چيز مهم نيست!

وقتی تعداد مشکلات از تعداد سيگار ها بيشتر می شود؛

اونوقت بايد آدم کشيد٬

کبريت را می گيری زيرش و چند تا پک عميق. آها

حلقه حلقه های دود.....

چه قشنگ می سوزی.

لینک
   به من گفت...   

به من گفت: بيا...

به من گفت: بمان...

به من گفت: بخند...

به من گفت: بمير...

آمدم... ماندم... خنديدم...مردم

لینک
   هميشه عاشق تنهاست!   

خوشا به حال گياهان که عاشق نورند

و دست منبسط نور روی شانه آنهاست

نه وصل ممکن نيست!

هميشه فاصله ای هست

دچار بايد بود

و گرنه زمزمه حيرت ميان دو حرف

حرام خواهد شد

و عشق صدای فاصله هاست

صدای فاصله هايی که غرق ابهامند

نه٬

صدای فاصله هايی که مثل نقره تميزند

و با شنيدن يک هيچ می شوند کدر

هميشه عاشق تنهاست!

لینک
   ---------> نوميدی <-----------   

جوجه کلاغ:سلام يه چيزی گير بيار بزن تو سرش رهات می کنه. غم تا وقتی که احساس کنه دوستش داری با تو مي مونه

اما من بهش سلام کردم

تو باغچه وسط ميدون٬رو يه نيمکت:مردی نشسته که وقتی رد می شين عينکی به چشمشه؛ لباس طوسی کهنه ای به تنش؛و ته سيگاری به لبش!

نشسته و وقتی دارين رد می شين صداتون می کنه؛يا خيلی ساده بهتون اشاره می کنه!

نبادا نگاش کنين٬نبادا محلش بدين٬بايد رد بشين؛ جوری که انگار نديدينش.

که انگار صداشو نشنفتين.بايد قدما رو تند کنين و بگذرين.

اگه نگاش کنين.اگه محلش بزارين؛ بهتون اشاره می کنه و اون وخ

ديگه هيچی و هيچکی

نمی تونه جلودارتون بشه؛ که نرين نگيرين تنگ دلش نشينين

اون وخ نگاتون می کنه و لبخندی می زنه و شما حسابی عذاب می کشين. سخ تر عذاب می کشين و اون بابا همينجوری لبخند می زنه!

و شما هم درست همونجوری لبخند می زنين؛ و هر چی بيشتر لبخند می زنين ؛ بيشتر عذاب می کشين.

و هر چی بيشتر عذاب بکشين؛ بيشتر لبخند می زنين!چيزيه که چاره پذيرم نيست.

و همون جا می مونين؛ نشسته! يخ زده و لخند زنون روی نيمکت.

اون دور و ور بچه ها بازی می کنن؛ رهگذرا می گذرن آروم

پرنده ها می پرن از اون درخت به اين درخت؛و شما همونجا می مونين رو نيمکت.

و می دونين؛ می دونين که ديگه: بازی بی بازی مث اون بچه ها!

می دونين که ديگه هيچ وقت خدا؛

نخواهين رفت پی کارتون آرووم؛ مث اين رهگذرا!

که ديگه هيچ وقت خدا نخواهيد پريد مث اين پرنده ها!

لینک
   تو هم مثل من ديگه دلی نداری که...   

تيگلاط:امروز آفلاين همه بلاگتو خوندم.به اين نتيجه رسيدم: تو هم مث من ديگه دلی نداری که ...

ندانم  ندانی کجايم کجايی؟ کجايی؟

گمونم به کام تو هم ريخته زهرِ جدايی

بگو سر به بستر تو هر شب سر به غربت می گذاری؛ می گذاری

بگو که تو هم مثل من همزبونی نداری؛ نداری

بگو که تو هم روزها را ؛بهر مردن می شماری؛ می شماری

می دونم تو هم هيچ اميدی به ديدار ديگر نداری‌؛ نداری

مثه مردن می مونه از همه کس دل بريدن

حتی بدتر ز مردن

عزيزا رو نديدن٬ نديدن٬ نديدن٬ دل بريدن

از بس که غم به سينه من

بسته راه را

ديگر مجال آمد و شد نيست آه را

لینک
   ۱ روز ديگه هم گذشت.   

مهرنااااااااااز آدم شو! آدم باش! به خودت بيا! تا کی حماقت؟ هان؟! زندگی کن!       تا کی می خوای اينطوری ادامه بدی؟تاکی؟ امروز شد ۲ماه!هيچ فکر کردی تو اين ۲ ماه چی کردی؟ چی شده؟ چرا تصميمت رو نمی گيری؟!تصميم بگير: برو سرکار٬ازدواج کن٬لااقل بشين برای کنکور فوق ليسانس بخون! فقط ۵ماه وقت داريا! اما تصميم بگير.

نذار روزگار برات تصميم بگيره!

- من؟چه فرقی می کنه! زندگی من چه اهميتی داره؟!بذار همه فکر کنن ديوونه شدم! از همه چيز بريدم. خسته ام. باور کن من خودم نيستم گم شدم!

مهرناز؛ داری با خودت چی می کنی؟ اين چه زندگيه؟

-خيلی دوست داری بدونی؟:

امروز صبح از خواب پا می شی. امروز بايد ديوونه شی.دنيا رو بی خيالش!سر و صورتت رو که شستی می ری جلو آينه و تا می تونی آرايش می کنی.آرايش. آرايش.بعد مثل هرروزاين دفتر پر از شعر و... رو بر می داری و ميای پايين. کامپيوتر و روشن می کنی به اميد تنها ۱ آفلاين از اون. نه خبری نيست! همه برات آفلاين گذاشتن الا اون. قرار پارک٬سينماو...

بی خيال! به درک! ولومو تا آخر می بری بالا. امروز از اون روزاست. بايد ديوونه شد.    

آهنگای بندری دوست دارين؟   

با دوستات می گی و می خندی. عصر شده! کتاب شل سيلوراستاين رو بر می داری و شروع می کنی به خوندن.      >> در جستجوی قطعه گم شده <<

چه لذتی داره! تا شب نشده و داداشه با غرهاش نيومده بايد رفت بالا!

ميام تو اتاقم و مثل ديوونه ها می خندم. تو راست می گفتيا.آره! من بايد زن يکی بشم که لايق باشه. می دونی به کی می گن لايق؟لايق يعنی اونيکه خونه و ماشين دارهو از همه مهمتر فوق ليسانس داره. آخه آدما ارزششون به مدرکشونه نه شعورشون!لايقه ديگه! خوش تیپ و خوش قيافه هم که هست. اخلاقشم که خوبه.خانواده ات هم که می شناسنش.يادته هميشه بابات لياقتشو تو سر داداشت می زد؟خب ديگه چی می خوای دختر؟بعله رو بگو ديگه! چه اهميتی داره که قلب تو مال يکی ديگه هست!فراموشش کن! عشق بعد از ازدواج مقدس تره!

-بزار خوش باشم تورو خدا:

صدای نوار خونه رو بر می داره!

>>نازی جون! نازی همدم من!<<

ساعت ۵/۱۱ شبه. هی گير می دی به مامان و بابا که شما چرا نمی خوابين. می خوام چراغا رو خاموش کنم.چراغا که خاموش بشه. شبگردی هم شروع می شه!

>>من مرد تنهای شبم<<

حواست نيست و پات گير می کنه به ميز. صدای مامانت مياد:باز شب شد و...

می رم تو اتاقم و در رو می بندم! ساعت نزديک يکه! دستم می ره طرف تلفن! بغض می کنم.بالشمو بر می دارم و می رم گوشه اتاق پشت ميز کار.پاهامو بغل می کنم وبالشو می زارم روش. تقويممو باز می کنم. يه عکس. اشکام دونه دونه می ريزه.بالشو می زارم جلوی دهنم تا صدای شکستن بغضم از اتاق بيرون نره!

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خاطرات بدجور عذابم می ده!        فراموشی را بستاييم!

ياد اون شبی می افتم که نمی دونستم فردايی نيست.آهنگ مورد علاقه ات رو با هم گوش داديم:

حاشا نکن عشق تو از چشم تو پيداست.چشمان تو لبريز از عشق و تمناست.

اين لحظه ها شايد دگر هرگز نيايد. عمر من ديوانه تا فردا نپايد.

و ياد آخرين آهنگی که تو برام گذاشتی:  

>>روزای روشن خداحافظ <<

ساعت نزديک ۳ شده. هميشه اينموقع بهت می گفتم برو بخواب فردا بايد بری سرکار. اما تو می گفتی مهم نيست.

و باز هم با عکست حرف می زنم. يادته هميشه می گفتی تو کم حرفی؟ اين وقتای بی تو بودن خيلی پرحرفم کرده!

مرا ببوس! برا ی آخرين بار! خداتو را نگهدار که می روم به سوی سرنوشت.

ساعت نزديک ۴ شده. پا ميشم و روی تختم دراز می کشم. خدا کنه خوابشو ببينم.

گويند بخواب تا بخوابش بينی       ای بی خبران چه جای خواب است مرا؟

ساعت ۹ صبحه. پا ميشم . امروز حوصله هيچکس رو ندارم. مثل...

شادی زنگ می زنه: پاشو بريم بيرون! نه! کوفت ؛ تا کی می خوای تو خونه بشينی؟

-تاابد!

سجاد: ۵شنبه قرار کوه.منتظرم.من که گفته بودم تو قرار عموميا نميام.خوش باشين.عمومی نيست. فقط من و تو! بس کن! بسهههههههههههههه! دست از سرم بردار. من هنوز اونو دوست دارم. مهرناز يادت باشه دلمو شکستيا.برو بابا دلت خوشه.تلفن رو می کوبم.

ای خدا چقدر دلم گرفته. می شينم پای کامپيوتر. بازم ولوم:

رفتی و بی تو دلم پر درده        پاييز قلبم ساکت و سرده

دل که می گفتم محرمه با من       کاشکی ميديدی بی تو چی کرده

ای که به شبها صبح سفيدی    بی تو کويری بی شامم

ای که به رنجام رنگ اميدی     بی تو اسيری در دامم

با تو به هر غم سنگ صبورم      بی تو شکسته تاج غرورم

با تو يه چشمه؛ چشمه روشن       بی تو يه جاده ام که سوت و کورم

چشمه اشکم بی تو سرابه         خونه عشقم بی تو خراب

شاديا بی تو مثل حبابه       سايه آهِ نقشِ بر آبِ

الکی آنلاينم.از اين سايت به اون سايت. دی سی می کنم.می رم يه نگاه به کتابخونه می کنم.        >> گفتگوهای تنهايی <<

من چيستم؟ لبخند پرملامت پاييزی غروب

در جستجوی شب....

يک شبنم فتاده به چنگ شب حيات

گمنام و بی نشان

در آرزوی يرزدن آفتاب مرگ!

يه روز ديگه هم گذشت.ساعت ۱۲ شبه و باز هم...

لینک
   مگر تو با ما بودی؟!   

ببين دروغ می گم:

باران بيايد يا نيايد         باران بيايد نيايد

من باشم يا نباشم         تو باشی يا نباشی

تو باشی يا نباشی        خاطرت باشد يا نباشد

ديگر تنهايی ام  را با تو قسمت نمی کنم

ديگر تنهايی ام را با تو هرگز قسمت نمی کنم

حتی ناخوشی هايم را

حتی ناخوشی هايم را

و از ته دل به تو می گويم:

نارفيق!

مگر تو با ما بودی؟!

و از ته دل به تو می گويم:

نارفيق!

مگر تو با ما بودی؟!

لینک
   بی گناه بی گناه!   

اگه خاکستر نشينی ٬ اگه اهل آسمونی

اگه جنس خود مايی٬ اگه از ما بهترونی

اگه شاعر٬ اگه سرباز٬ اگه قصاب ٬ اگه سارق٬

اگه ارباب٬ اگه زارع٬ اگه پاروزن قايق٬

اگه آهنگر و خراط٬ اگه سرگرم تجارت٬

يا اگه حتی وزيری٬ پشت مسند صدارت٬

يک نفر دلت رو می دزده ؛ فقط با يک نگاه!

عاشقی يعنی همين؛ بی گناه بی گناه!

لینک
   مرا به عشق خويش اميدوار نکن!   

مرا به عشق خويش اميدوار مکن

من غريبی در اين دشتم که راهم از اين مردم کوکی جداست!

مرا با عشق آوردند و با نفرت؛ راهی هيچستانم کردند!

من آن سرو بلنديم که با شاخه های پر از غم و اندوه به سوی هيچستان می روم.

من مسلمانی ديدم که آب می داد و جان می گرفت!

من کافری را ديدم که خون می داد و عمر خويش می گرفت برای هم کيش خود.

من در دام محبت تو ای برادر گرفتار شدم به خيال اينکه دام محبت از رهايی بهتره

ای روزهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

لینک
   گل گلدون من شکسته در باد...   

ديروزبعد از مدتها که می خواستم برم وبلاگ مهرانه و نمی شد دل رو به دريا زدم و رفتم. يه وبلاگ ساده مثل خيلی از وبلاگايی که ماها هروز ميريم سر می زنيم. مثل بقيه حرف از عشق٬ شعر و... راستش يه جوری شدم شايدم از خودم بدم اومد.

م.....ه.....ر.....ا.....ن.....ه

اما...اما...

آهنگ وبلاگش حرف ديگه ای برای گفتن داشت:

گل گلدون من شکسته در باد؛ تو بيا تا دلم نکرده فرياد

گل شب بو ديگه؛ شب بو نمی ده؛  کی گل شب بو رو از شاخه چيده

گوشه ی آسمون پررنگين کمون؛  من مثل تاريکی تو مثل مهتاب

اگه باد از سر زلف تو نگذره ؛ من می رم گم می شم تو جنگل خواب

گل گلدون من؛ ماه ايوون من ؛ از تو تنها شدم چو ماهی از آب

گل هر آرزو رفته از رنگ و بو  ؛ من شدم رودخونه دلم يه مرداب

آسمون آبی می شه؛ اما گل خورشيدرو شاخه های بيد دلش می گيره

دره مهتابی می شه؛ اما گل مهتاب از برکه های خواب بالا نمی ره

تو که دست تکون می دی؛ به ستاره جون می دی

می شکفه گل از گل باغ

وقتی چشمات هم مياد؛ دو ستاره کم مياد

می سوزه شقايق از داغ

 گل گلدون من؛ ماه ايوون من؛ از تو تنها شدم چو ماهی از آب

گل هر آرزو رفته از رنگ و بو؛ من شدم رودخونه دلم يه مرداب

لینک
   باز می خونم لالايی...   

ديگه براش نمی خونم؛ لالايی بی لالايی    

 انگار راحت تر می خوابه؛ با نغمه جدايی

آی پونه ها٬اقاقيا     شقايقای خسته     کبوترا٬ قناريا     جغدای دلشکسته

قصه ی کهنه شما  آخر اونو نخوابوند ترس از لولو مرده ديگه پشت درای بسته

بارونای ريز و درشت و عاشق بهاری     ماه لطيف و نقره ای     عکسای يادگاری

آسمون خم شده از غصه دور دريا     شبای يلدای پر از هق هق و بی قراری

ديگه براش نمی خونم     لالايی بی لالايی  

  انگار راحت تر می خوابه     با نغمه جدايی

روز و شبای رد شده چقدر ازش شنيديد  چه لحظه هايی که اونو تو پيچ کوچه ديديد

وقتی که چشماشو می بست ترانه ته می کشيد   چقدر برای خواب اون بی موقع ته کشيديد

ديگه براش نمی خونم     لالايی بی لالايی   

  انگار راحت تر می خوابه     با نغمه جدايی

آدمکای آرزو٬ ماهيای خاطره     ديگه صدايی نمياد از شيشه پنجره

ديگه کسی نيست که براش هزار و يک شب بگم

رفت اونی که از اولم همش قرار بود بره

ديگه براش نمی خونم     لالايی بی لالايی    

 انگار راحت تر می خوابه     با نغمه جدايی

برف سفيد پشت بوم چراغ خونه     دو بيتيای بی پناه خيلی عاشقونه

ديديد با چه يقينی دائم زير لب می گفتم    محاله اون تا آخرش کنار من بمونه

پروانه ها بسوزيد    دور چراغ بگرديد     شما ديگه روحرفتون باشيد و برنگرديد

يه کار کنيد تو قصه های بچه های فردا     نگن شما با آبروی شمعا بازی کرديد

تمام شبها شاهدن٬ چيزی براش کم نبود     قصه های تکراری تو هيچ جای حرفم نبود

ستاره ها خوب می دونستن که براش می ميرم

اندازه من کسی عاشقش تو عالم نبود

از بس نوشتم؛آخرش آروم و بی خبر رفت

نمی دونم همين جاهاست يا عاقبت سفر رفت

يه چيزی رو خوب می دونم اينکه تموم شعرام   

پای چشای روشنش بی بدرقه هدر رفت

لالاييا مال اوناس که عاشقن٬ دل دارن شبو می خوان؛ با روز و با شلوغی مشکل دارن

کسايی که هر چی که قلبشون بگه گوش ميدن

واسه شراب خاطره کوزه ای از گل دارن

ديگه براش نمی خونم     لالايی بی لالايی   

  انگار راحت تر می خوابه     با نغمه جدايی

ديگه شبای بارونی؛ چشم من ابری تيره

با عکس اون شايد يه ساعتی خوابم ببره

منتظر هيچکسی نيستم تا يه روزی بياد     با دستاش آروم بزنه به شيشه ی پنجره

ته دلم می گم اگه بياد محشره                دلم با عشقش همه ناز اونو می خره

من نگران چشمای روشنشم يه عالم   یعنی شبا بی لالايی راحت خوابش می بره؟

من حرفمو پس می گيرم باز می خونم لالايی

اگه بياد و نزنه؛ باز ساز بی وفايی

آنقدر می خونم تا واسه هميشه يادش بره   رها شدن؛ کنار من نبودن و جدايی

لالالالايی شبای ساکت و پرستاره   کاشکی کسی پيدا شه ازش برام خبر بياره

آرزومه يه شب بياد و با نگاهش بگه             کسی رو جز منتو اين دنيای بد نداره

لینک
   تو هم مثل من بودی...   

می بينی؟ دوستام هم از نوشته های تو خوششون اومده؛آخه تو هم درد کشيده بودی؛پس چرا می خوای منم بکشم؟ چرا....؟

عروسک جون فدات شم      تو هم قلبت شکسته

دو صد تا شبنم اشک      توی چشات نشسته

منم مثل تو بودم

يه روز تنهام گذاشتن

يه دريا اشک حسرت      توی چشام گذاشتن

چه تهمت ها شنيدی      چه تلخی ها چشيدی

عروسک جون! تو می دونی      چه حسرتها کشيدی

عروسک جون زمونه      منو اين گوشه انداخت

به جای حجله بخت  برام زندون غم ساخت

لینک
   پس چرا آبی بر آتش می شوي؟؟؟؟   

وفا را به نگاهی فروختی؛ با عشق چه می کني؟؟!!!

تو رنگ خوشبختی را با نگاهت از من گرفتی؛با عمر من چه می کني؟؟

تو زنجير کينه به دور من دوختی؛با قلب عاشق من چه می کني؟؟

تو تک پرنده در آسمان خيال منی؛خيال را از من گرفتی!

اگه دست سرنوشت می خواد که در حسرت وجودت بسوزم

پس چرا آبی بر آتش می شوي؟؟؟؟؟

چرا.....؟!

لینک
   حکم آنچه تو فرمايی...   

دلم باز برات تنگ شده بود.نمی دونم لامذهب چرا ول کن نيست. همش بهوونه تو رو می گيره مگه می تونه نگيرهآخه هنوز همه چيز يادشه. حتی قولهاش. هنوز پايبنده به عهداش!

گوشی رو برداشتم. گذاشتم. برداشتم . گذاشتمنه! الان سرکاره. مزاحمش نشو. اما دله امون نداد.۰۹۱۳۰۰۰۰۰ بوق اول رو زد. قلبم انگار تو دهنم بود. ای کاش زنگ نمی زدم.اصلا چرا زنگ زدی دختر؟ وقتی  اون به فکر تو نيستاما چاره ای نبود شماره من روی نمايشگر افتاده بود. خدا کنه آنتن نده و قطع بشه!

بوق دوم:

ـ به سلام

سلام

- چطوری؟ خوبی؟ هيچ معلوم کجايی؟ کم پيدايی؟ گفتم رفتی مسافرت!

من؟ نه! برای چی؟

- چند بار زنگ زدم جواب ندادی. خب چی می کنی؟ خوش می گذره؟

مرسی. تو چی می کنی؟ دلم برات تنگ شده بود!

- دل منم برات تنگ شده بود. زنگ زدم جواب ندادی . شبها هم که آنلاين نمیشی. مهرناز

جانم؟

- اسم منو از تو مسنجرت حذف کردی؟

من؟ می تونم؟

- جوابش يک کلمه است. تو از من سوال می کنی

خب ديگه چی می کنی؟

و شروع کرد به حرف زدن. از خودش. از کارش. مثل قديما. و من اينطرف چشمام رو بسته بودم و آروم آروم اشک می ريختم. با مهرناز گفتنش به خودم اومدم.

جانم؟ چی؟

- تو چرا صدات عوض شد؟

چيزی نيست.

- مطمئن؟

نامطمئن! مهم نيست.

- مهرناااااااااااااااااز بازم؟ تو هنوز همونطوری هستی؟ ناراحت؟

و سکوت و سکوت و سکوت. و باز هم حرف زد. اما آخرش ۱ حرفی زد که داره ديوونم می کنه. ای خدا ای کاش می تونستم منظورشو بفهمم. يعنی هنوز منو دوست داره؟يعنی به من فکر می کنه؟ نمی دونم! نمی دونم! باز با ۱ جمله ديوونم کردی. مثل قديما.

ای کاش اين مردم دانه های دلشان پيدا بود.

الان با حرفات تنها چيزی که می تونم باور کنم اينه که تو برای من رفتی. فکر کردی اينطوری خوشبخت ترم اما ندونستی که...تو آخرين پی ام هات هم نوشته بودی.

>>به خدا من لايق تو نيستم. تو يکی رو می خوای که تحصيلکرده باشه و با شعور نه من!<<

ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

يعنی به خاطر اين کاغذ پاره بايد تا ابد از تو دور باشم؟

روزا پشت سر هم ميان و ميرن . تو اين مدت؛ حتی ۱ شب نشده که قبل از خواب گريه نکنم.عکستو که می زارم جلوم اشک خودش سرازير می شه. می گن قدرت عشق موقع جدايی معلوم ميشه ؛ همينه نه؟!

نمی دونم شايد خدا داره تاوون می گيره.حتما همينطوره! تاوون اونايی که دوستم داشتند و من چه راحت بهشون می گفتم نه! اما من نمی خواستم رفيق نيمه راه باشم. برای همين بهشون نه می گفتم.ای خدا! چی بگم. برات چه اهميتی داره!

خدايا امروز به اين نتيجه رسيدم که منو Ignore کردي؟ نه؟!!

لینک
   حالا هم دير نشده...   

ما پرنده های تنها       زير شيروونيه خونه

هر دو تا خسته ز غربت      هر دو آواره ز لونه

ما دوتا مثل مسافر کوير       تشنه جرعه ای از محبتيم

ولی بيگانه زهم    در اين سرای لب فرو بسته

                 پر از شکايتيم ؛

اگه دست سرنوشت؛         رقم بختو برامون می نوشت

يا اگه غارت بااااااااااااااااااااااد

بهمون فرصت بودن می داد

ديگه دنيا برامون تنگ نمی شد

ديواری  لونمون سنگ نمی شد

حالا هم دير نشده؛ می تونيم پرامونو باز بکنيم

راه يک لونه رو پيدا بکنيم؛ لونه ای که عشق برامون بياره

خنده و شادی رو لبها بزاره

اونجايی که غم فردا نباشه غصه اين دل تنها نباشه

لینک
   مستيم درد منو ديگه دوا نمی کنه...   

مستيم درد منو ديگه دوا نمی کنه

غم با من زاده شده؛ منو رها نمی کنه؛ منو رها نمی کنه ؛ منو رها نمی کنه؛

شب که از راه می رسه؛ غربتم باهاش مياد   .

توی کوچه های شهر ؛ باز صدای پاش مياد ؛

من غمای کهنمو بر می دارم ؛ که توی ميخونه ها جا بزارم؛

می بينم يکی مياد از می خونه ؛ زير لب مستونه آواز می خونه ؛

مستيم درد منو ديگه دوا نمی کنه ؛

غم با من زاده شده؛منو رها نمی کنه ؛منو رها نمی کنه ؛ منو رها نمی کنه ؛

گرمی مستی مياد توی رگ های تنم؛ می بينم دلم می خواد با يکی حرف بزنم ؛

کی مياد به حرفای من گوش بده؟ آخه من غريبه هستم با همه ؛

يکی آشنا مياد به چشم من ؛ ولی از بخت بدم اونم غمه

ولی از بخت بدم اونم غمه....

مستيم درد منو ديگه دوا نمی کنه ؛

غم با من زاده شده؛منو رها نمی کنه ؛منو رها نمی کنه ؛ منو رها نمی کنه ؛

خسته از هر چی که بود؛ خسته از هر چی که هست؛

را ميافتم که برم مثل هر شب مست مست.

باز دلم مثل هميشه خاليه ؛ باز دلم گريه تنهايی می خواد؛

بر می گردم تا ببينم کسی نيست؛

می بينم غم داره دنبالم مياد ...

مستيم درد منو ديگه دوا نمی کنه ؛

غم با من زاده شده؛منو رها نمی کنه ؛منو رها نمی کنه ؛ منو رها نمی کنه

لینک