گفتم... گفت...   

گفتم : چشمم٬ گفت: براهش می دار!

گفتم : جگرم٬ گفت: برآهش می دار!

گفتم که دلم؛ گفت : چه داری در دل؟

گفتم غم تو؛ گفت نگاهش می دار!

لینک
   حقيقتی تلخ!   

و دير يا زود بايد نوشت:

قناری کوچکی می گريست؛ به سلاخی دل باخته بود!

لینک
   خوش اومدی خونه من!   

غم اومده خونه ی من انگشتو بر در می زنه

مهمون نا خونده ی من هر شب به من سر می زنه

اين غمه که در می زنه؛ دلم براش پر می زنه

مهمون نا خونده ی من هر شب به من سر می زنه

زندگی زندونه منه

بعد از خدا٬ گواه من چشمای گريون منه

ای غم بيا! ای غم بيا! خوش اومدی خونه من!

يه وقت نشه هوس کنی بری خونه ی يار من

دل کوچيکش جای تو نيست!

خونه ی تو دل منه

جای تو ای غم هميشه در قلب و محفل منه

در قلب و محفل منه

ای غم بيا! ای غم بيا! خوش اومدی خونه من.

بيا که تا آروم بشه اين دل ديوونه ی من.

 

لینک
   عشق را بايد کشت...   

...: من قصد ازدواج ندارم

...: با هيچ کس!

...: اينو جدی می گم.

دنيا رو سرم خراب شده. ديگه نمی دونم چی بگم. آخه خدا مگه من چی کردم که تا يه روز رنگ شادی رو می بينم. فرداش بايد.. آخه گناه من چيه؟؟؟؟يکی به من بگه! چرا هيشکی نيست؟ الان که تنهای تنهام چرا هيشکی به دادم نمی رسه آخه.چرا؟ عشق را بايد کشت!

لینک
   من اون ماه رو دادم به تو يادگاری!   

تو اون شام مهتاب کنارم نشستی           عجب شاخه گلوار به پايم شکستی

قلم زد نگاهت به نقش آفرينی                      که صورتگری را نبود اين چنينی

پريزاد عشق رو مه آسا کشيدی                       خدا را به شور تماشا کشيدی

           تو دونسته بودی که خوش باورم من       

 شکفتی و گفتی که از عشق پرپرم من

تا گفتم کی هستی تو؛ گفتی يه بيتاب      تا گفتم دلت کو؛ تو گفتی که درياب

قسم خوردی بر ما که عاشق ترينی        تو يک جمع عاشق تو صادق ترينی

   همون لحظه ابری رخ ماه رو آشفت  

به خود گفتم ای وای. مبادا دروغ گفت

گذشت روزگاری از اون لحظه  ی ناب           که معراج دل بود به درگاه مهتاب

در اون درگه عشق چه محتاج نشستم    تو هر شام مهتاب به يادت شکستم

تو از اين شکستن خبر داری يانه؟          هنوز شور عشق رو به سر داری يانه

             هنوز توی شبهات اگه ماه رو داری          

   من اون ماه رو دادم به تو يادگاری!

لینک
   و زندگی...   

اينم از نوشته های...

زندگی نه آخرست٬ نه پايان.     زندگی کوه غمهاست.     زندگی رهاييست.     زندگی ديدن عشق.       زندگی خشکيدن ساقه يار.         زندگی دوريست.    زندگی خون و جگر.            زندگی فراق يار.                زندگی کاسه خون.     زندگی سنگی در باتلاق

و زندگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی...

زندگی رسيدن ما به فرياد

زندگی همنوا شدن با هم

زندگی فرياد کردن عشق

زندگی بوسه بر لب يــــــار

زندگی شنيدن صدای قلب يار

زندگی گرميه دست يــــــــــار

می سازيم آينده را با هـــــــــــــــــــــــــــــم

می سازيم آينده را با گرمای

عــــــــــــــشـــــــــــــــــــــــــق

لینک
   تو ای ناياب٬ ای ناب مرا درياب٬ درياب!!   

تو ای ناياب٬ ای ناب مرا درياب٬ درياب!

منم بی نام٬ بی بام             مرا درياب تا خواب         مرا درياب تا خانه           مرا درياب مستانه              مراقب باش تا بوسه        مرا درياب بر شانه     مرا درياب من خوبم            هنوزم آب می کوبم        هنوزم شعر می ريسم هنوزم باد می روبم              مرا درياب در سرما                  مرا درياب تا فردا  مرا درياب تا رفتن                   مرا درياب تا اينجا                   مرا درياب تا باور مرا درياب تا آخر                         مرا درياب تا پارو                  مرا درياب تا بندر

تو ای ناياب٬ ای ناب

مرا درياب ٬ درياب!

 منم بی نام٬ بی بام مرا درياب درياب!!!

لینک
   تا بداند...   

تا بداند كه شب ما به چه سان ميگذرد


غم عشقش ده و عشقش ده و بسيارش ده!!!

 

لینک
   يار دبستانی من...   

یار دبستانی من             با من و همراه منی
چوب الف بر سرما             بغض منو آه منی
حک شده اسم من و تو    
رو تن این تخته سیاه
ترکه بی داد و ستم          مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما         هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب؛ بد اگه بد
            مرده دلای آدماش         

دست منو تو باید این پرده ها رو پاره کنه

کی می تونه جز من و تو
درد ما رو چاره کنه

يادت بخير جوونی.چه زود گذشت.پارسال اينموقع دانشجو بودما

روز دانشجوتون مبارک

لینک
   اگه دوست تويی...   

ديگه تحمل هيچکدومشونو ندارم. هيچکدوم. از همه شون متنفرم. از دورويی هاشون که نه از صد رنگيهاشون.از بی معرفتيشون و بی مراميشون.

دوست؟ يک سال به تک تکتون گفتم دوست.وقت و بی وقت به يادتون بودم همراهتون بودم اما شما... شما...مرامو در حقم تموم کردين. ايول! هميشه درباره دوستای اينترنتی شنيده بودم اما نه تا اين حد.خداجونم چه احمق بودم.نمی دونستم آدمای اين زمونه سادگی رو قيراط قيراط می فروشن٬ نمی دونستم صميميت يه گوهر نايابه. نمی دونستم دوستی رو بايد ته انبارهای پوسيده صداقت پيدا کنم. هيچی رو نمی دونستم تا تو تو که تا همين چندروز پيش فکر می کردم دوستمی برام معنی کردی ...

تو که فکر می کردم دوستی ! دوست! می فهمی؟؟؟؟؟؟؟

دوست

 

ببخشيد بچه ها اگه تند نوشتم وقتی يکی که بهش می گی خواهر اونطوری باهات حرف بزنه ديگه...

لینک
   تو هم ای همنفس از يار شکايت داری.   

مريم:احساس مي كنم كه خيلي بهت نزديكم.خيلي.

گويی ای رهگذر زداغ دلم با خبری                    که بهر ناله ات از سينه بر آيد شرری

مگر اين آتش من از سر ديوار گذشت؟                      که درافتاد بدامان دل رهگذری؟

مگر آگاه شدی از غم تنهايی من                   که بغمخواريم اندر دل شب نوحه گری؟

مگر از گلشن عشق آمدی ای بلبل مست؟       که چنين ناله ی جانسوز ندارد بشری

گر تو از آه من اينگونه پرشان شده ای                      زچه در دلبرم اين آه ندارد اثری؟

بازگو شبرو بيدل زچه آرامت نيست؟          به ره کيست که در نيمه شب بی سپری؟

تو هم ای همنفس از يار شکايت داری        

شب تو نيز بفرياد و فغان می گذرد                    تو هم اندر هوس ناله ی مرغ سحری

دلی اينجاست هم آهنگ تو و نغمه ی تو                 که به جز ناله و فرياد ندارد هنری

راستی اون دوستی که ديروز کامنت گذاشته بودن. آی ديشونو بزارن باهاشون تماس می گيرم.

لینک
   فکر ها را شستشويی لازم است!   

az...:عشق که شما از آن می ناليد عشق نبود عاقبت ننگی بود.

من نميدونم اين دوستمون چرا با اينکه نظر دادن اما حتی اسم کاملشونو از من دريغ کردن.اما بدون تا عاشق آفريده خدا نباشی نمی تونی عاشق واقعی خدا باشی؛ اينو بهت قول می دم.

 در هر حال شما بگو ننگ. من می گم عاشقی: جرم قشنگ!

وای بر ما که تصور کرديم عشق را بايد کشت.

در چنين قرنی که دانش حاکم است٬

عشق را از صحنه بيرون انداختن ديوانگيست٬ درماندگيستُ

شرمندگيست!

قرن قرن آتش نيست؛ قرن يک هوای تازه است.

 فکر ها را شستشويی لازم است!

لینک
   بی تو ٬ با تو!   

ای مهربانم   

آمدی! اين گل خشکيده را بياد آوردی و آمدی.

آمدی تا دوباره تنهاييمان را با هم قسمت کنيم.

شايد ديدی که شکستنم با دست تو چقدر...(خودت می دانی٬نمی گويم)

دوباره روزهايم را پر از شوق کرده ای.

دوباره خيالات ترسناکم را از دل زدودی.

دوباره مرا عاشق و ديوانه نمودی.

دوباره بهار را به من هديه دادی.

لحظه های بی تو بودن را به فراموشی سپرده ام

و اکنون وصالی هميشگی را انتظار می کشم.

خداجونم منتظرم.مرسی.

لینک
   آرام بمان کنارم....!   

ای سراپايت سبز

دستهايت را چون خاطره ای سوزان٬

در دستان عاشق من بگذار

و لبانت را چون حسی گرم از هستي؛

به نوازش لب های عاشق من بسپار!

لینک
   تو به دوست داشتن رسيده ای و من در عشق مانده ام!   
خدايا به کسانی که دوست می داری بياموز که:
 
عشق از زندگی برتر است.
 
و به آنان که دوست تر می داری بياموز که :
 
دوست داشتن از عشق برتر است.
 
 

حاضرم جونمو براش بدم اما...می خوام بهم بگه تاابد پيشم بمون.می خوام حتی به اجبار بهم بگه که برام بمون.و همه چيزو بخاطرم تحمل کن. و اونوقت تحمل اين سختيها برام چه آسون می شد.اما هيچ کمکی نمی کنه!نمی گه برو! نمی گه بمون! اگه بمونم برای دله و اگه برم برای عقل!چقدر بده که مجبور باشی برای خودت زندگی کنی!چقدر سخته که بهت بگه تو آزادی. اگه موندی مال منی و اگه رفتی... چه لطف سردی.چه آرزوی سعادت نفرت آوری!

می فهمم! اما نمی خواهم بفهمم!از فهميدنش بيزارم! تو به دوست داشتن رسيدی و من هنوز در عشق مانده! هنوز نمی توانم به خاطر سعادتت تو را از خودم جدا بدونم! اما تو داری اين کارو می کنی.

لینک
   در کلبه ام بمان!   

با من بمان که من      يک عمر بی اميد     همراه هر نسيم بگلزار عشق ها     در جستجوی يک گل خوشبو شتافتم     می خواستم گلی که دهد بوی آرزو      اما نيافتم.

شبهای بس دراز     با ديدگان مات    بر مرکب خيال نشستم اميدوار     دنبال يک ستاره فضا را شکافتم     می خواستم ستاره ی اميد خويش را       اما نيافتم.

بس روزهای تلخ     غمگين و نامراد      همراه موجهای خروشان و بی امان    تا عمق بيکرانه ی دريا شتافتم     شايد بيابم آن گهری را که خواستم     اما نيافتم.

امروز يافتم.

گمگشته ای که در طلبش عمر من گذشت    اما اکنون نشسته مرا روبرو تويی    آنکس که بود همراه باد صبا منم     آن گل که داشت بوی خوش آرزو تويی     ديگر شبان تيره نپويم در آسمان     تو آن ستاره ای که نشستی به دامنم     همراه موج دردل دريا نمی روم     تک گوهرم تويی که شدی زيب گردنم.

ای آرزوی من!

تو آن همای بخت منی کز ديار دور     پرپرزنان به کلبه من پرکشيدی     بربامم ای پرنده عرشی خوش آمدی     در کلبه ام بمان      زيرا تو هم چو من    يک آشيان گرم محبت نديده ای.

نوشين لبی که جان به تنم می دمد تويی     عمر منی که تاب و توان داده ای به من   

با من بمان که روشنی بخت من زتست      آری تويی که بخت جوان داده ای به من

لینک
   مژده ای دل که...   

خداوندا

 و تو بر هرکاری قادری

  يه روز مثه يه حادثه تازه به من رسيدی

 دست نوازش به سر خسته من کشيدی

حالا پس از اون همه سال... از اون ور خواب و خيال

بازم به هم رسيده ايم... از پس ديوار محال

حال و هوای عاشقی...عطر گلای رازقی

رسيده باز به باغ ما...که تازه کرده داغ ما

دوباره دوست می شوی... دوباره دوست می شوم

دوباره آشتی ولی...

دل شکسته رو بگو...

خداجوونم از هديه ات ممنونديگه هيچوقت جدامون نکن

لینک
   قرار وبلاگ نويسان!   

دوست خوبمون محمد جمعه 7 آذر در مورد ويروس و هك در نمايشگاه بين المللي ، سالن ميلاد ، سمينار داره و  اطلاعات بيشتر مثل سايت نمايشگاه و آدرس اينترنتي جهت رزرو جا رو در وبلاگ تاريخ شفاهي http://shafahi.persianblog.ir ) ) بخونين – يه قرار وبلاگي هم در همين مورد روز جمعه هست كه ساعت دقيقش رو مي تونين توي وبلاگ خاله ريزه (http://arezoo29590.persianblog.ir ) طي 48 ساعت آينده ببينين . منتظر همگي هستیم

لینک
   تا هميشه انتظار   

عيد فطر هم رسيد.خدايا عيد بی عيدی؟ می دانم...می دانم که عيدی من چيست!

انتظار و انتظار و باز هم انتظار...

عيد همه تون مبارک.

لینک
   آخر بازی؟؟؟!   

من و تو مثل دو تا خط می مونيم٬                    که تو يه دفتر مشق اسيريم!

نرسيديم به هم و آخرشم٬                             تو همون دفتر کهنه پير شديم!

بی هم و کنار هم روزا گذشت٬                      دستای من نرسيد به دست تو!

می دونيم که ما به هم نمی رسيم٬            مگه با شکست من٬شکست تو!

        من نمی رسم به تو! آخر بازی همينه!   

     آخر عشق دو تا خط موازی همينه!

اگه من بشکنم و تو بی خيال٬                           بگذری از من و تنهام بزاری٬

اگه با تموم اين خاطره ها٬

تو همين دفتر مشق جام بزاری!

بعد از اون ديگه نه من مال منه٬                     نه تو تکيه گاه اين شکسته ای!

بيا عاشق بمونيم کنار هم٬

نگو از اين نرسيدن خسته ای!

من نمی رسم به تو٬آخر بازی همينه!       آخر عشق دو تا خط موازی همينه!

لینک
   دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگ مياد   

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگ مياد

دوباره اين دل ديوونه واست دلتنگ مياد

وقته از تو خوندنه ستاره ی ترانه هام        اسم تو برای من قشنگترين آهنگه

بی تو يک پرنده ی اسير بی پروازم                با تو اماااا می رسم به قله آوازم

    اگه تا آخر اين ترانه با من باشی 

واسه تو سقفی از آهنگ و صدا می سازم

با يه چشمک دوباره                                منو زنده کن ستاره

نذار از نفس بيافتم                            تويی تنها راه چاره

                آی ستاره... آی ستاره              

بی تو شب نوری نداره

         اين ترانه تا هميشه تورو ياد من مياره

           تويی که عشقم و از نگاه من می خونی     

      تويی که تو تپش ترانه هام مهمونی

      تويی که همنفس هميشه ی آوازی

       تويی که آخر قصه منو می دونی

اگه کوچه صدام يه کوچه باريکه             اگه خونم بی چراغ چشم تو تاريکه

                 می دونم آخر قصه می رسی به داد من                  

لحظه يکی شدن تو آينه ها نزديکه

لینک
   تو نديدی اون نگاه رو!   

زير بارون راه نرفتی                تا بفهمی من چی می گم

تو نديدی اون نگاه رو                تا بفهمی از کی می گم

چشمای اون زير بارون                    سر پناه امن من بود

سايه بودن دنج پلکاش             جای خوب گم شدن بود

تنها شب مونده و بارون               همه سهم من اين بود

تو پرنده بودی من سرو           ريشه هام توی زمين بود

اگه اون رو ديده بودی            با من اين شعرو می خوندی

رو به شب داد می کشيدی               نازنين! چرا نموندی؟

حالا زير چتر بارون                               بی تو خيس خيسم

زير رگبار گلايه                                 دارم از تو می نويسم

تنها شب مونده و بارون                 همه سهم من اين بود

تو پرنده بودی؛ من سرو

لینک
   فقط تو!   

چرا  منو مداوا نمی کنی؟ جمجمه ام داره می ترکه. چشمهام درد می کند. دلم ورم کرده و داره پاره ميشه. دلم دستهايت را می خواهد. دلم می خواهد چنان فشارشان دهی که در دستانت له شود. چقدر دلم برای گرمی دستانت تنگ است. چقدر به تو احتياج دارم.نه! نه!

دلم فقط تو و مهرتو می خواد و ديگر هيچ.

چگونه دلت می آيد اينگونه دوستت داشته باشم. بی تو رنج ببرم و از تنهايی درد بکشم٬انتظار بکشم و تلخی ها و دوری ها و بی کسی ها و صبرها را ؛ همه را من داشته باشم.

لینک