سال بد رفت   

سال بد

سال باد

سال اشک

سال شک

سال روزهای دراز و استقامت های کم

سالی که غرور گدايی کرد...

سال پست

سال درد

سال عزا

سال اشک 

سال خون

سال کبيسه

سال بد رفت

لینک
   دلـــــــــــم می خواد ببخشمت   

دلم می خواد ببخشمت اما دیگه نمی تونم
زخم دلم بزرگ شده دیگه پیشت نمی مونم
می خوام برم تا گم بشم که دیگه پیدام نکنی
زخم دلم بزرگ شده از این بزرگتر نکنی
زخم دلم بزرگ شده از این بزرگتر نکنی

باید برم که دیگه دل یه جای سالم نداره
به جز گناهه عشق تو طفلی گناهی نداره
داغی که از عشق تو خورد
یه عمر باید یادش باشه
زخم هاش که خوب شد
یه روز داغ دلش تازه بشه

دلم می خواد ببخشمت اما دلم جون نداره
دریای عشق من به تو یه قطره بارون نداره
دلم می خواد ببخشمت اما دیگه نمی تونم
زخم دلم بزرگ شده دیگه پیشت نمی مونم

لینک
   امشب تولدم...   

صفحه ی کهنه یادداشت های من

 گفت دوشنبه روز میلاد منه

اما شعر تو می گه که چشم من

تو نخ ابره که بارون بزنه

آخ اگه باروون بزنه

 آخ اگه باروون بزنه

 آخ اگه باروون بزنه

 آخ اگه باروون بزنه

آخ اگه باروون بزنه

آخ اگه باروون بزنه

آخ اگه باروون بزنه

آخ اگه باروون بزنه

آخ اگه باروون بزنه

آخ اگه باروون بزنه

لینک
   ديگه بي وفام   

 چي مي شه مي نويسم آدما رو دوس ندارم
خودمو ، اونا رو ، حتي شما رو دوس ندارم
ديگه از دلم گذشته عاشق كسي بشم
اون دوست دارماي بي هوا رو دوس ندارم

يادمه يه وقتا جونم سر عاشقي مي رفت
ديگه حتي فكر اون لحظه ها رو دوس ندارم
سرنوشت و سفر و خيانت و پشيموني
حق دارم بگم كه هيچكدوما رو دوس ندارم
نه غريبه لطفي كرد ، نه آشنا خيري رسوند
هيچكدوم ، غريبه و آشنا رو دوس ندارم
كفره اما مي نويسم ، دعا فايده اي نداشت
من دعا نمي كنم ، نه ، دعا رو دوس ندارم
بچه بوديم چي مي شد بچه مي مونديم هميشه
گرچه من خيلي بدم ، بچه ها رو دوس ندارم
يه زموني ي صدا وجودمو تكون مي داد
باورش سخته ولي اون صدا رو دوس ندارم

التماس سرخ سيبا ديگه معني نداره
سيبا مال عاشقاس ، من سيبارو دوس ندارم
ديگه دستي نمي خوام كه كنج دستام بشينه
همه چي سرده ، مي لرزه ، گرما رو دوس ندارم

چرا من دلواپس شمعدوني باشم ، تو غروب ؟
ديگه نه گلا رو ، نه گلدونا رو ، دوس ندارم
وفا حرفه ، مهربوني قحطيه ، عشقم بلاس
ديگه بي وفام ، عجب نيس ، وفا رو دوس ندارم
صحبت چشماي روشنش يه عمري منو كشت
ولي نه هرگز ديگه اون چشا رو دوس ندارم
با خودم قرارگذاشتم سراغ دلم نرم
با دلت بري خطاست ، من خطا رو دوس ندارم
وقتي كه عاشق بودم ، بلا چه طعم خوشي داشت
حالا كه رها شدم ، پس بلا رو دوس ندارم
يعني چي دوست دارم ، بي تو مي ميرم ، عزيزم ؟!
نمي دونم چرا اين جمله ها رو دوس ندارم ؟!!
بايد آدم بشينه راس راسي زندگي كنه
آدماي عاشق و مبتلا رو دوس ندارم
خدا هرچي سر رام بود طعم خوشبختي نداشت
نمي شه آخه بگم كه خدا رو دوس ندارم
ولي بنده هات نساختن با دلم تك تكشون
اينكه جرمي نداره ، بنده هاتو دوس ندارم !
خوشيد و ستاره رو ، مهتاب و آسمونا رو
ساحل و موج بلند دريا رو دوس ندارم
همه عمرم توي سوختن واسه پروانه گذشت
ولي بي رحمم و حتي شمعا رو دوس ندارم
مي دوي ، مي شكننت ، نمي خوانت ، نمي رسي
من به كي بگم كه اين قانونا رو دوس ندارم ؟!
زندگي رو شونه هام سنگيني مي كنه عجب
پس گناه من چيه كه دنيا رو دوس ندارم ؟!
دو سه سالي بود به عشق روياهام زنده بودم
ديگه حتي رسيدن تو رويا رو دوس ندارم
دلمو همه زدن يا بد مي شن يا كه بدن
خودمم بدم وليكن بدا رو دوس ندارم
به جاي اين همه حرفا چونكه باوربكنيد
بذاريد بگم كه ديگه ، زيبا رو دوس ندارم !!!

لینک
   من ديگه بر نمی گردم   

من ديگه بر نمی گردم، اشکاتو هدر نکن! توی اين لحظه ی آخر دلو دربه در نکن!

من بايد برم ولی؛ تو بايد اينجا بمونی! وقت دلتنگی بازم ترانه هامو بخونی!

قد يه چشم بهم زدن قولای تو دووم نداشت! دست تو حتی ی نهال تو گلدون دلم نکاشت!

 من مثه آيينه شدم تا تو رو تکرار بکنم! اما چشای مات تو يه آينه روبه روم نذاشت!

من ساده فکر می کردم که هميشه با منی! فکر می کردم که ميای سايه ها رو پس می زنی!

 اما تو به آينه و ترانه پشت پا زدی! اونور حادثه ها تازه سراغم اومدی!

 

تموم شد همه چيز! خودمم باورم نمی شه ؛ از بس امروز و فردا کردی تا خودم بهت گفتم:

 بــــــــــــــــــــــــــــــــــرو!

لینک
   say good-bye   

Your heart is not open so I must go
The spell has been broken, I loved you so
Freedom comes when you learn to let go
Creation comes when you learn to say no

You were my lesson I had to learn
I was your fortress you had to burn
Pain is a warning that something's wrong
I pray to God that it won't be long

There's nothing left to try
There's no place left to hide
There's no greater power Than the power of good-bye

There's nothing left to lose
There's no more heart to bruise
There's no greater power Than the power of good-bye

Learn to say good-bye
I Learn to say good-bye

لینک
   شمارش معکوس!   

دل به تو بستن اشتباه بود اشتباه

تو اين لحظه ها؛ درست مثل الان که همه وجودم نيازمند بودنته بازم نيستی! مثل هميشه.بازم منم و تنهايی هام. بازم منم و اشکام. بازم منم و اين شب لعنتی..بازهم..مثل هميشه و هنوز...

تکيه گاه سست و نا امن من .گله ای نيست؛

خودم کردم که لعنت بر خودم باد!

باورش برام سخت بود وقتی به خاطر خوب بودن رفتم زير سوال. وقتی به عاشق شدن محکوم شدم... وقتی...وقتی ... وقتی...

ديگه چيزی نمونده کمتر از ۱۷ روز ! فقط موندم چرا هی مکث می کنی.. هی امروز و فردا.. هی بهانه ای برای دوست داشتن...ولی ديگه خيلی ديره... خيلی؟!

داشتم گذشته ها رو دوره می کردم به اين نوشته برخوردم: می ترسم؛ می ترسم که روزی بيايد که ديگه عاشق و ديوانه ات نباشم و امروز...نه انکار نمی کنم.. هنوز هم دوستت دارم اما..ديگه طاقتم تموم شده.

از قصه ام بیرون برو !

hich

لینک
   تو معرفت نداری!   

این تلفن خراب نیست!

تو معرفت نداری!

نامه ها بی جواب نیست!

تو معرفت نداری!

راه من و تو دور نیست!

تو از ترانه دوری!

کوچه ها بی عبور نیست!

تویی که سوت و کوری!

تو بی صداترینی.

من از ترانه لبریز.

تو ی بهار زردی.

من گل سرخ پاییز.

سیبای باغمونو

دیوای قصه خوردن!

انگاری توی این شهر

نامه رسونا مردن!

حتی خبر ندارم

کجای این سکوتی.

شاپرک رهایی

یا شام عنکبوتی

حیف نگاه خیسم!

حیف همین ترانه!

حیف حروف پاکه اینهمه عاشقانه!

تو بی صداترینی.

من از ترانه لبریز.

تو  ی بهار زردی

من گل سرخ پاییز!

لینک