ازعشق تو   

اگر از عشق می شه قصه نوشت        می شه از عشق تو گفت  

می شه با ستاره هاي چشم تو  

مغرب نو ، مشرق نو بر پا كرد  

می شه از برق نگات  

خورشيد و خاكستر كرد  

می شه از گندومياي سر زلفت  

يه عالم شعر نوشت  

آره از عشق تو ديونگي هم عالمی داره 

آره از عشق تو مردن داره  

می شه از عشق تو مرد و  

ديگه از دست همه راحت شد  

می شه از عشق تو مرد و  

ديگه از دست تو هم راحت شد  

لینک
   تو هم مثل همه   

هميشه اينجا از عشقم؛ خودم و برای عشقم نوشتم اما اين بار برای ی دوست می نويسم اميدوارم که ناراحت نشه نمی خواستم بهش بگم اما...ديدی چه زود؟

تو از يادم نخواهي رفت

تو هم مثل همه كوچ خواهي كرد

وديگر بر نخواهي گشت

تو هم مثل همه خاطرات تلخ وشيرين

يادهاي ماندگاري

لحظه ها را ثبت خواهي كرد

تو هم مثل همه لبخند يك روزي

ودردي بي درمان براي ساليان من

تو هم مثل همه ترك خواهي كرد

قصه هاي دردناك مرا

وديگر بر نخواهي گشت

تو هم مثل همه

مثل همه

مهرباني اما...

مرا ترك خواهي كرد

رفتنت گلايه نيست

اما......

كوچه تاريك من باز تاريك خواهد ماند

وتنها نور مهتاب است كه بامن خواهد ماند

تو هم مثل همه

مرا ازياد خواهي برد

و از يادم نخواهي رفت

دلم می خواد وقتی خونديش خيلی راحت بگی : بی خيال

لینک
   آخه جادوم مي كنی   

وقتي كه مثل شراب        مست مستم مي كنی        عاشق عشق مي شم       مي پرستم مي كنی        وقتي كه به من مي گي       جون من بسته به جونت     منو آروم مي كنه        اون صداي مهربونت       نمي دونم كه چرا

دوباره ديوونه مي شی خراب و ويرونه مي شي
بتي كه داغونه مي شم ابري كه گريونه مي شم
نمي دونم كه چرا
دوباره ديوونه مي شی دوباره ديوونه مي شم
دوباره ديوونه مي شی دوباره ديوونه مي شم
دل غمگين منو  باز تو آروم مي كني
مي شكنه طلسم غم
آخه جادوم مي كني

وقتي كه تو بد مي شي       باز مي بينم دنيا رو سرم خرابه      مي بينم كه باز دارم دق مي كنم       همه چيم نقش بر آبه      اما تا مي خوام برم گريه كنون       سر به ديوارها بكوبم      باز به دادم مي رسي       به من مي گي عشقمي تو خوب خوبم
باز مي گم عزيز من  پا رو قلبم نمي ذاره
مهربونه با من و  اشكمو در نمياره
نمي دونم كه چرا
دوباره ديوونه مي شی خراب و ويرونه مي شي
بتي كه داغونه مي شم ابري كه گريونه مي شم
نمي دونم كه چرا
دوباره ديوونه مي شی دوباره ديوونه مي شم
دوباره ديوونه مي شيدوباره ديوونه مي شم
دل غمگين منو باز تو آروم مي كني
مي شكنه طلسم غم
آخه جادوم مي كنی

لینک
   ای واای...   

گر حال تو همچون
من آشفته خراب است
گر خواهش دلهاي من و تو
بي حساب است
اي واي به حال هر دوي ما
اي واي به حال هر دوي ما

ای وای...

بازم دچار همون درد قدیمی. می گی دوستم داری اما...می گی باورت کنم ولی... می گی ...

دیشب ازم خواستی که برات دعا کنم. دعا کنم که سر عقل بیای و تا همیشه کنارم باشی. تا صبح خندیدم و گریه کردم. به خودم و خودت.

دعا کردم برای خودم؛ برای خودت و برای عشقمون. برای همه عاشقا، برای همه دلشکسته ها.

برامون دعا کنین.

divoone

لینک
   دل من تو رو مي خواد   

فصل پاييزي من كه مي رسه
فصل اندوه سفر سر مي رسه
تو سكوت خسته باور من
سايه ام فكر جدايي مي كنه
شاخه سرد وجودم نمي خواد
رگ بيداري لحظه هام باشه

نفسم در نمي ياد
به چشم خواب نمي ياد
دل من تو رو مي خواد
چشم من گريه مي خواد

تو عبور از پل خواب جاده ها
روح من عشقي به رفتن نداره
تو سكوت خالي اين دل من
ديگه هيچي جز تو جايي نداره
ذهن شبنم كه مي خواد گريه كنه
فصل بارون تو چشم در مي زنه
فصل پاييزي من كه مي رسه
نفسم به عشق تو پر مي زنه

paeez

لینک
   پاييز مبارک   

ديدی اخرش تابستان آنقدر غصه ما را خورد که پاييز شد! ببين تو يادت نيست ما کجای دفتر خاطرات پاييز سال گذشته نوشتيم و زيرش مشترکا امضا کرديم که سرخی ما از تو و زردی تو از ما؟
که هنوز مهر نشده روی خط نه چندان صاف سرنوشتمان زرد کشيدند .
خلاصه از قديم و دور گفته اند و می گويند که پاييز فصل عاشقهاست و آذر آتش گرفته هم فرزند سوم همين پاييز بود که ما را به اين روز نمی دانم چه رنگی نشاند!
به عاشقيم يقين دارم که می نويسم و گمان دارم که می نويسم و گمان می کنم اگر تبريک تولد پاييز را ننويسی بايد به عاشق بودنت يقين کرد مهم نيست اصلا فدای سرت که يک تابستان ديگر گذشت و باز هم معجزه نشد و دوباره صبر را با وفاداريمان تا پاييز  بعد شرمنده می کنيم شايد از بس رو سفيد شديم پاييز آينده جای باران:برف در سرزمينمان باريد
.

                                          پاييز مبارک

paeez

لینک