من رفته ام...   

تو هنوز هم در بازيها تقلب می کنی ... عزيزِ من اين ديگه بازی نيست ... بازيمون خيلی وقته که تموم شده . من بردم يا تو؟ اصلا مهم نيست! من شکست خوردم يا تو؟ مهم نيست فقط همينو می دونم که تو اين سه سال، سی سال پير شدم . سی چروک بيشتر...سيصد... سه هزار... هنوزهم رفتنمو باور نداری؟! نه! می دونم... برا همينه که می گی مگه رفتنت دست خودته! دست دلته دلتم تا هميشه پيش منه! ولی خيلی وقته که رفتم... با اينکه باور ندارم... خيلی وقته که رفتی! از دلم... ديگه نيستم... ديگه نيستی . ديگه نه صدات به دلم می شينه نه دوستت دارم هاتو باور می کنم...  ديگه دوستت دارم هات اشک به چشام نمياره فقط ی لبخند حاکی از تمسخر به لبام می شينه آره من همونم همونی که می گفت تا دنيا دنياست می مونه ... موندم ولی تو دير اومدی... وقتی اومدی که ديگه دلی نمونده... عشقی نمونده...هنوزم باورم نمی شه.

لینک
   تو که شبات روز شدن و روزمو رنگ شب زدی   

فکر می کنی چشات چيه؟ دو تا بلای معمولی   چه جوريه مگه صدات؟ ی جور صدای معمولی

فکر می کنی تو چی داری که امثال من ندارن؟ فقط ی جور ناز و ادا و عشوه های معمولی

وقتی ازت حرف می زنم ديگه نمی لرزه تنم     تو هم يکی مثل همه، تو آدمای معمولی

اما نه طفلکی اونا از خيلی هاشون بدتری     ی عاشق دمدمی و ی بی وفای معمولی

اون قديما يادم مياد گفته بودم موهات طلاست    نمی شه زيرش بزنم، ی جور طلای معمولی

بيا فقط ی بار، فقط ی بار کلاتو قاضی کن     منم مث اونا بودم؟ اون عاشقای معمولی؟

هر چی بودم دلت رو زد شعرا و عاشقونه هام    رفتی سراغ کسی با مو و چشای معمولی

من نمی گم آدم بايد عاشق چشم و ابرو شه    درديه که خوب نمی شه با ی دوای معمولی

تو که شبات روز شدن و روزمو رنگ شب زدی

range shab

لینک
   تصویر آخر...   

باز یک شب،یک دریچه     دو چشم قشنگ

نامه ای خیس از ستاره     من و تو چه بی رنگ

عکسی از دیروز دور     بادی از فصل غرور

پشت سرد شبانه     بغضی از جنس ترانه

ساز ناکوک زمانه     این همه شعر و سرود

از تو از عطر تو بود

حلقه های بی نگین، تو      قایق بی سرنشین، تو

راه و خورجین، اسب و زرین، تو    بدترین و بهترین ، تو

سهم من فقط همین ، تو

ای چراغ هر چه جادو     شعله های دست تو کو؟

تو دروغی بی فروغی

ای چراغ پست کم سو!

حیف از اشک عاشق من

حیف از این رنگ سحرگاه

بی دریغ و بی نهایت

حیف از این من، حیف از این تن

حیف از این آه

خواب کوتاه

حیف از این رنگ سحرگاه

 حیف از این رویای روشن

حیف از این ترانه من

راحتم بگذار و بگذر 

 رد شو از تصویر آخر...

لینک
   گريه می کنم...   

ابر سنگين دل من امشب می خواد بباره

چشمای من امشب رگباريه

دوباره سرده جسم من ولی تو قلبم ی گوله آتيشه

ياد خاطره های دور قلبمو به آتيش می کشه

 گريه می کنم گريه می کنم به وسعت فاصله ها

گريه می کنم گريه می کنم واسه مرگ خاطره ها

گريه می کنم گريه می کنم

ديگه همه چيز تموم شده بين ما هرچی بوده تموم شده

لینک