يا علی...   

 

 گر علي خدا نباشد.... ز خدا جدا نباشد

 

 

 

لینک
   به شوق از دوباره بودن با تو زنده می مانم!   

يک شب ، به خوابم آمدی! گفتی: ترانه بخوان! گفتم: بخوانم تا چه کسی بشنود؟ گفتی: من! گفتم: تو که نيستی عزيز! گفتی: تمام اين لحظه ها را با چه کسی حرف می زدی؟ گفتم: با خودم! گفتی: من در تو زنده ام! گفتم: از اين به بعد تنها برای تو می نويسم.

 

لینک
   مرا ببوس برای آخرين بار   

واااااااااااااای دارم آتيش می گيرم

  باورم نميشه دستات تو دست من نباشه

خطا بود؛ آن محبت ها خطا بود

بمير ای دل که مرگت زندگانيست!

عاقبت داغ مرا خواهی ديد!

خاطرات این دل زخمی

گناهت را نمی بخشم!

به حرفم گوش کن یارب ...به دردم گوش کن یارب ...اگر بیهوده می گویم
 
مرا خاموش کن یارب
 
مستيم درد منو ديگه دوا نمی کنه

خدايا منو Ignore کردي؟ نه؟!!
 
وفا را به نگاهی فروختی؛ با عشق چه می کني؟؟!!!
 
عروسک جون فدات شم  تو هم قلبت شکسته  دو صد تا شبنم اشک    توی چشات نشسته    منم مثل تو بودم     يه روز تنهام گذاشتن   يه دريا اشک حسرت   توی چشام گذاشتن
 
گل گلدون من شکسته در باد؛ تو بيا تا دلم نکرده فرياد
 
مرا به عشق خويش اميدوار مکن
نارفيق! : مگر تو با ما بودی؟
 
مرا ببوس! برا ی آخرين بار! خداتو را نگهدار که می روم به سوی سرنوشت

روزای روشن خداحافظ

حاشا نکن عشق تو از چشم تو پيداست.چشمان تو لبريز از عشق و تمناست.
اين لحظه ها شايد دگر هرگز نيايد. عمر من ديوانه تا فردا نپايد
 
آمدم... ماندم... خنديدم...مردم
 
وقتی تعداد مشکلات از تعداد سيگار ها بيشتر می شود؛ اونوقت بايد آدم کشيد٬
کبريت را می گيری زيرش و چند تا پک عميق. آها حلقه حلقه های دود..چه قشنگ می سوزی
 
بزن تار که امشب باز دلم از دنيا گرفته بزن تار و بزن تار

به خودت که اسمت خداست؛ به خودت که اگر تا آخر اين ماه رقم نزدی؛ بهت شک می کنم٬ به عدلت شک می کنم٬ به بزرگيت شک می کنم٬ به بودنت شک می کنم٬ به شنيدنت شک می کنم٬ به همه چيزت شک می کنم٬
فقط همين امشب را اگر اشکهايم را ديده باشی و دلت به رحم نيامده باشد...
==>NAZINA<==
 
يا مولا دلم تنگ اومده....
ديدی دلم شکست! ديدی چينی اصل قلب خويش؛ سپردم به دستهای خواهشت! ديدی... بی حواس!! پايت به سنگ خورد...افتاد بر زمين...شکست.ديدی چه بی صدا دلم شکست؟! ديدی حديث عشق و جنونت افسانه بود؟!! ديدی عاشقانه هايت فقط يک ترانه بود؟! ديدی عشق پاک من برايت بهانه بود؟! و کلام نگاهم برايت چه بيگانه بود؟! ديدی کوهکن؟ ديدی به جای کوه غم٬تيشه ات قلب من نشانه گرفت؟! ديدی قايق عشقم ز دريای محبت کناره گرفت؟! کبوتر دلم هوای آشيانه گرفت؟! آسمان غمم ابر ناله گرفت؟! ديدی عشقت حباب بود و در هوا شکست؟! ديدی دلم شکست؟! ديدی که ديوار صوتی هفت شهر عشق با ناله غمم شکست؟! ديدی دلم شکست؟! ديدی... نفهميدی!

آمد و آتش به جانم کرد و رفت        با محبت امتحانم کرد و رفت

بيا تا اومدنت دير نشده
 
چگونه دلت می آيد اينگونه دوستت داشته باشم. بی تو رنج ببرم و از تنهايی درد بکشم٬انتظار بکشم و تلخی ها و دوری ها و بی کسی ها و صبرها را ؛ همه را من داشته باشم!

تو نديدی اون نگاه رو                تا بفهمی از کی می گم

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگ مياد

من نمی رسم به تو٬آخر بازی همينه!       آخر عشق دو تا خط موازی همينه
 
تا هميشه انتظار

دوباره دوست می شوی... دوباره دوست می شوم دوباره آشتی ولی... دل شکسته رو بگو...
 
در کلبه ام بمان!

تو به دوست داشتن رسيده ای و من در عشق مانده ام!
 
خدايا به کسانی که دوست می داری بياموز که:
 
عشق از زندگی برتر است.
 
و به آنان که دوست تر می داری بياموز که :
 
دوست داشتن از عشق برتر است.
 
آرام بمان کنارم....!
 
ای مهربانم    آمدی! اين گل خشکيده را بياد آوردی و آمدی.

تا بداند كه شب ما به چه سان ميگذرد

غم عشقش ده و عشقش ده و بسيارش ده!!!

تو ای ناياب٬ ای ناب مرا درياب٬ درياب!


می سازيم آينده را با هـــــــــــــــــــــــــــــم می سازيم آينده را با گرمای
عــــــــــــــشـــــــــــــــــــــــــق
 
 
قسم خوردی بر ما که عاشق ترينی        تو يک جمع عاشق تو صادق ترينی
   همون لحظه ابری رخ ماه رو آشفت 
به خود گفتم ای وای. مبادا دروغ گفت
 
ای غم بيا! ای غم بيا! خوش اومدی خونه من! يه وقت نشه هوس کنی بری خونه ی يار من
دل کوچيکش جای تو نيست!
خونه ی تو دل منه

دلبرکم چيزی بگو !
 
ستاره آی ستاره.   چشام اشکی نداره!     ديگه پيداش نمی شه     نميآدش دوباره   ديگه دوستم نداره
 
پا رو عشقت می زارم...                 می رم و تنهات می زارم...
 
زير لب می گويم:
از تـــــــــــــــــو هــــــــــــــم بــــــیـــــــــزارم...

عاقبت ظلم تو رو يه روز تلافی می کنم
 
خيال نکن نباشی بدون تو می ميرم       گفته بودم عاشقم٬ حرفمو پس می گيرم!

آدمـــــا رو عشقشون پا می زارن     آدمـــــا آدمو تنها می زارن
 
به من نگو دوست دارم که باورم نميشه
    
نگو فقط تو رو دارم که باورم نميشه

واسه من گل نفرست ديگه دوست ندارم..   نمی خوام گذشته ها رو باز به خاطر بيارم

اگر تنهاترين تنها ها شوم باز هم خدا هست

و من آن روز را انتطار می کشم...

برای روز ميلاد تن خود       منو دور از دل و ديدت نذاری
دلم!
می فهمی؟  دلم! دلتنگه و مهرت رو می خواد

عاشقم من! عاشقی بی قرارم! کس ندارد خبر از دل زارم

چشم به راهم!
می دانم که نمی آيی
 
 
با اينهمه بغضم اگر بترکد...  ـ نه  پرّ کاهی برآب نخواهد رفت. می دانم!

ديگه فرصتی نمونده نازنين! نازتو  کم کن! دارم از صدا می افتم! کمکم کن٬ کمکم کن!خدايا کمکم کن!

من موندم و من! من موندم و اون نگاهها!من موندم و خاطرات! من موندم و اشکهای گاه و بيگاه! من موندم و شب بيداری ها. من موندم

امشب پيشت خواهم ماند! تا ستاره چتر زمين شود. عبور معلق بادها اگر مرا به آغوش تو نيندازد دست کم مرا از پيشت نخواهد برد. امشب بگذار خوب تماشايت کنم که
 فردا با غروب اولين ستاره چتر با هم بودنمان بسته خواهد شد!
 
ياور هميشه مومن     تو برو سفر سلامت    
غم من نخور که دوری     برای من شده عادت

 امشب می خوام برای تو يه فال حافظ بگيرم؛ اگر که خوب در نيومد به احترامت بميرم!
 
 کابوس رفتنت بگو از لحظه های من بره

بی تو می ميرم و نيستی به سراغم نميايی که ببينی...
 
اي كه تويي همه كسم
بي تو مي گيره نفسم
اگه تو رو داشته باشم
به هرچي مي خوام مي رسم

پــــــــــروردگـــــــــارا ؛ به من :  آرامـش ده
 

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!

يادته قول دادی پيشم می مونی 

 با تو بودن، با تو موندن، با تو رفتن آرزومه! هر جا باشي، هر جا باشم، چشماي تو روبه رومه


تقصير تو نبود!     خودم نخواستم چراغ قديمی خاطره ها، خاموش شود!     خودم شعرهای شبانه اشک را، فراموش نکردم!     خودم کنار آرزوی آمدنت اردو زدم!     حالا نه گريه های من دينی بر گردن تو دارند، نه تو چيزی بدهکار دلتنگی اينهمه ترانه ای!  

همه حرفا که آخه گفتنی نيست!

اون روزا ما دلي داشتيم ، واسه بردن جوني داشتيم ، واسه مردن كسي بوديم ، كاري داشتيم پائيز و بهاري داشتيم تو سرا ما سري داشتيم عشقي و دلبري داشتيم

آنقدر بی خیال از بازنگشتنت گفتی ، که گمان کردم سر به سر این دل ساده می گذاری

بيقرارم، بيقراري عاقبت ديوانه ام ميكند...!

اين روزها بيشتر از هميشه دلم برای خودم می سوزه!

 بردی از یادم
دادی بر بادم
با یادت شادم

با تو ساده ام ، ساده! خامی مکن ! خامم مگير

از عشق هم خسته ام...

گفتی بمون! با من بمون! گفتم می مونم

نفسم در نمي ياد
به چشم خواب نمي ياد
دل من تو رو مي خواد
چشم من گريه مي خواد

گر حال تو همچون   من آشفته خراب است گر خواهش دلهاي من و تو
بي حساب است اي واي به حال هر دوي ما اي واي به حال هر دوي ما

تو هم مثل همه مثل همه مهرباني اما... مرا ترك خواهي كرد

می شه از عشق تو مرد و ديگه از دست همه راحت شد می شه از عشق تو مرد و  ديگه از دست تو هم راحت شد 

مي ريزه تو خودش دل غصه هاشو    آخه هيچكس نمي خواد قصه هاشو 

ای خدا حرفی بزن ، اگه گوشت با منه این چیه که قلبمو داره آتیش میزنه

نيستي كه ببيني اشكام ديگه نمي تونن نريزن ، بمونن ، بسازن ، نميرن!

غم ديگه بسه نازنين هرکي نموندش به درک

تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
مرا می سازی، می شکنی ، می سوزانی؛ می خوانی، می رانی!

گيرم که روی نوشته هایم خط کشيدم؛ مگر می توان روی دل هم خط کشيد؟

اين روزا روزای ترديد منه  نمی خوام مثل هميشه رد بشم  :وقت امتحان دل بريدنه

غم تنهایی اسیرت می کنه تا بخوای بجنبی پیرت می کنه

ما كه رفتيم ...
ولي يادت باشه... ديوونه بوديم...

این تلفن خراب نیست!
تو معرفت نداری!

دل به تو بستن اشتباه بود اشتباه

Learn to say good-bye
I Learn to say good-bye

من ديگه بر نمی گردم، اشکاتو هدر نکن! توی اين لحظه ی آخر دلو دربه در نکن

ديگه بي وفام ، عجب نيس ، وفا رو دوس ندارم دلم می خواد ببخشمت اما دیگه نمی تونم

زخم دلم بزرگ شده دیگه پیشت نمی مونم

گريه می کنم گريه می کنم

ديگه همه چيز تموم شده بين ما هرچی بوده تموم شده

راحتم بگذار و بگذر

من رفته ام...

ديگه نيستي اونی كه واسش می مردم يه روزي  پشيمونم كه چرا دل به تو دادم يه روزي

هزار و یک رنگی عزیز...
دروغی و نیرنگی عزیز....
واسه دله عاشقه من
وصله ی بد رنگی عزیز.
راهمو کج کردی عزیز...
عشقمو رد کردی عزیز...
خودت ندونستی ...چی کردی....
تو با ما ...بد کردی عزیز

ساعت ۱۲:۳۰ شب دينگ دينگ!  اس ام اس  :    I LOVE YOU !

دست و دلت نلرزه بزن تير خلاصو
از اون که عاشقت بود بشنو اين التماسو

بانوی من ... بانوی من...

بی تابم...
می گفت: چيزی که حد نداره حماقته من ی احمقيم که دومی نداره!

گريه کن؛ ديگه نوبت منه بهت بخندم التماسم کن؛ ديگه نوبت توئه بگي ببخشيد

گريه کن گريه قشنگه
 گريه سهم دل تنگه

اينا شعر نيست ۳ سال زندگيه!

لینک