كمترين چيزي كه من واست ميدم   

دو شبه خواباي من زردو پريشونه عزيزم
من نمي دونم چرا ميگن تابستونه عزيزم
شهريور وايستاده و منتظر ورود مهره
اما باز پاييز بدون مهر ....فراوونه عزيزم
قاليه مخمل رويات با گلاي ارغونيش
دست نخورده، چشم براته،هنوزم تو ايونه عزيزم
فالاي قهوه اي كه تو قصه ي اخر نوشتي
جلوي چشماي اين نامه تو فنجونه عزيزم
من و تو چه سرنوشت عجيب و غريبي داريم
قصمون شبيه ليلي و مجنونه عزيزم
چرا هر كسي واست عزيزه زود ازت ميرنجه
يا دل تو از دست چشماي اون خونه عزيزم
كاش يه شب اين حرف من واست بشه شكل حقيقت
كمترين چيزي كه من واست ميدم....(جونه) عزيزم

برام دعا کنين

لینک