از عشق هم خسته ام...   

دوستت داشته ام . دوستت دارم. دوستت خواهم داشت؟!

می خوام دوستت داشته باشم با عشقی جاودانه.دوستت داشته ام بيشتر از آنکه بدانی.دوستت دارم تا پای جان تا آخرين نفس و می خواهم دوستت داشته باشم با عشقی جاودانه! کمتر از ديروز و بيشتر از فرداها.
اما...اما... اما می تونم؟ تو بگو می تونم؟ ترس عجيبی وجودمو گرفته، فکری که همه ذهنمو گرفته. دوستت خواهم داشت؟ می ترسم. می ترسم. می ترسم خيلی زياد. می ترسم وقتی بهت برسم که ديگه ديوونه وار دوستت نداشته باشم. چند وقته که انگار عقل و منطق چشم دلمو داره کور می کنه ديگه وقتی می گی دوستم داری نمی گم من بيشتر. شايد لبخندی حاکی از تمسخر هم بر لبم نقش می بنده. نمی دونم. خودمم نمی دونم. خيلی وقته دوست داشتنتو باور ندارم.
 
ای کاش درکم می کردی.   ای کاش ...

خداجوونم کمکم کن!

اگه دسته سرنوشت مي خواد كه در حسرت وجودت بسوزم
پس بزار بسوزم
چرا آبي بر آتش ميشوي!؟

لینک