پاييز مبارک   

ديدی اخرش تابستان آنقدر غصه ما را خورد که پاييز شد! ببين تو يادت نيست ما کجای دفتر خاطرات پاييز سال گذشته نوشتيم و زيرش مشترکا امضا کرديم که سرخی ما از تو و زردی تو از ما؟
که هنوز مهر نشده روی خط نه چندان صاف سرنوشتمان زرد کشيدند .
خلاصه از قديم و دور گفته اند و می گويند که پاييز فصل عاشقهاست و آذر آتش گرفته هم فرزند سوم همين پاييز بود که ما را به اين روز نمی دانم چه رنگی نشاند!
به عاشقيم يقين دارم که می نويسم و گمان دارم که می نويسم و گمان می کنم اگر تبريک تولد پاييز را ننويسی بايد به عاشق بودنت يقين کرد مهم نيست اصلا فدای سرت که يک تابستان ديگر گذشت و باز هم معجزه نشد و دوباره صبر را با وفاداريمان تا پاييز  بعد شرمنده می کنيم شايد از بس رو سفيد شديم پاييز آينده جای باران:برف در سرزمينمان باريد
.

                                          پاييز مبارک

paeez

لینک