حالا هم دير نشده...   

ما پرنده های تنها       زير شيروونيه خونه

هر دو تا خسته ز غربت      هر دو آواره ز لونه

ما دوتا مثل مسافر کوير       تشنه جرعه ای از محبتيم

ولی بيگانه زهم    در اين سرای لب فرو بسته

                 پر از شکايتيم ؛

اگه دست سرنوشت؛         رقم بختو برامون می نوشت

يا اگه غارت بااااااااااااااااااااااد

بهمون فرصت بودن می داد

ديگه دنيا برامون تنگ نمی شد

ديواری  لونمون سنگ نمی شد

حالا هم دير نشده؛ می تونيم پرامونو باز بکنيم

راه يک لونه رو پيدا بکنيم؛ لونه ای که عشق برامون بياره

خنده و شادی رو لبها بزاره

اونجايی که غم فردا نباشه غصه اين دل تنها نباشه

لینک