پشيمونم كه چرا ...   

يه زموني واسه من خدا بودي
از بدي ها اون زمون جدا بودي
يه زمون مثل يه افسانه عشق
واسه من اول و انتها بودي
يه زمون دستاي تو پل رسيدن و می ساخت
ذره ذره دلم ، معني عشق رو می شناخت
يه زمون دارو و ندارم تو بودي
از تو تنها ، انتظارم توبودي
ديگه نيستي اونی كه واسش ميمردم يه روزي
پشيمونم كه چرا دل به تو دادم يه روزي
تو مثل يه موج ساحل ،‌من تو رو دريا می ديدم
تو يه كلبه محقر ، من تو رو دنيا می ديدم
با نگاهي توي چشمات ،دنيا از چشمم مي افتاد
شايد اين گناه من بود ،تو رو اشتباه می ديدم
اگه اون روز توي چشمات رقص نيرنگ رو ميديدم
اگه آواي دروغو توي حرفات می شنيدم
شايد هرگز تو خيالم بتي از تو نمی ساختم
شايد هرگز منه ساده دلو آسون نمی باختم
ديگه نيستي اونی كه واسش می مردم يه روزي
پشيمونم كه چرا دل به تو دادم يه روزي

لینک