...   

برو؛ برو؛ متعفّن برو ؛ از کنارم برو قبل از اینکه برانمت برو؛

حرمت آخر را نشکن هرم آخر را که شکستی؛ چه صادقانه بود امیدم و چه واهی ؛

باری پوشال بود و ایکاش حتی  پوشال بود؛ که پوشالی بود؛

گمانم این بود که جای خالی توست؛

اینجا؛

کنار من؛

اما یقینم این است که اصلا جای تو نبود؛ که خالی ماند یا پر؛

جای تو اینجا نبود؛

برو؛ بی فایده برو؛

بس است دیگر ؛

بیش از این عقب ندارم؛

کافیست ترک؛ کافیست مرگ؛

بگذار با خویش با صدای سکوت سماع کنم؛

برو؛ مانع برو؛

خواب بلند فراموشی؛ را ضی خاموش؛

برو غریبه ، لختی تنهایم بگذار با آشنا ؛

هراسانم از تویی که نمی شناسمت؛

کافیست غربت؛ کافیست فاصله؛

برو مزاحم ؛

با خود به مجلسم؛

تو را به این بزم راه نیست؛

که تو مرد نشیمن های پر هیاهو نبودی ؛

چه رسد به تنهایی با شکوه من؛

برو دیوار؛ برو ؛

کنار برو میخواهم ببینم آنسوتر را ؛

میخواهم ببینم بعد از تو را ؛

بعد از تو شاید هیچ چیز نباشد؛

اما ؛

بعد از توست؛

برو زنگار؛ برو ؛

کنار برو میخواهم ببینم خودم را ؛

زنگار!

بودن تو غریبه مرا هم با من غریبه کرده ؛

برو غریبهُ زنگار برو؛

بی فایدهُ عفن ، غریبهُ مانع ،

مزاحم ، دیوار ، زنگار، برو؛

بی سوُال برو

ساعت ۱۲:۳۰ شب دينگ دينگ!  اس ام اس  :    I LOVE YOU !

لینک