خنده هاي زورکي , اشکاي يواشکي   

نگاه خسته به درهاي بسته     کشتي دلها به گل نشسته
هوا چه دلگير دلا گرفته
دل نگروني هفت روز هفته
دفتر پير صداي خستم
ديگه پوسيده تو شب اسيره
دل که يه عمري پر از صفا بود      بس شده زخمي داره ميميره
نفس نمونده واسه ادامه
تنها رفيقم اين سايه هامه
ديگه بريدم خسته و پيرم
دروغ و حرفام تو خنده هامه

خنده هاي زورکي , اشکاي يواشکی


شب و روزي بي هدف , لحظه هاي الکي
ساعتهاي پر سوال , دل خوشيها تو خيال
حسرت پرنده دل که نداره پرو بال

و اين منم!!!!

باورت می شه همين هفته تولدم باشه؟!!!

لینک