باز می خونم لالايی...   

ديگه براش نمی خونم؛ لالايی بی لالايی    

 انگار راحت تر می خوابه؛ با نغمه جدايی

آی پونه ها٬اقاقيا     شقايقای خسته     کبوترا٬ قناريا     جغدای دلشکسته

قصه ی کهنه شما  آخر اونو نخوابوند ترس از لولو مرده ديگه پشت درای بسته

بارونای ريز و درشت و عاشق بهاری     ماه لطيف و نقره ای     عکسای يادگاری

آسمون خم شده از غصه دور دريا     شبای يلدای پر از هق هق و بی قراری

ديگه براش نمی خونم     لالايی بی لالايی  

  انگار راحت تر می خوابه     با نغمه جدايی

روز و شبای رد شده چقدر ازش شنيديد  چه لحظه هايی که اونو تو پيچ کوچه ديديد

وقتی که چشماشو می بست ترانه ته می کشيد   چقدر برای خواب اون بی موقع ته کشيديد

ديگه براش نمی خونم     لالايی بی لالايی   

  انگار راحت تر می خوابه     با نغمه جدايی

آدمکای آرزو٬ ماهيای خاطره     ديگه صدايی نمياد از شيشه پنجره

ديگه کسی نيست که براش هزار و يک شب بگم

رفت اونی که از اولم همش قرار بود بره

ديگه براش نمی خونم     لالايی بی لالايی    

 انگار راحت تر می خوابه     با نغمه جدايی

برف سفيد پشت بوم چراغ خونه     دو بيتيای بی پناه خيلی عاشقونه

ديديد با چه يقينی دائم زير لب می گفتم    محاله اون تا آخرش کنار من بمونه

پروانه ها بسوزيد    دور چراغ بگرديد     شما ديگه روحرفتون باشيد و برنگرديد

يه کار کنيد تو قصه های بچه های فردا     نگن شما با آبروی شمعا بازی کرديد

تمام شبها شاهدن٬ چيزی براش کم نبود     قصه های تکراری تو هيچ جای حرفم نبود

ستاره ها خوب می دونستن که براش می ميرم

اندازه من کسی عاشقش تو عالم نبود

از بس نوشتم؛آخرش آروم و بی خبر رفت

نمی دونم همين جاهاست يا عاقبت سفر رفت

يه چيزی رو خوب می دونم اينکه تموم شعرام   

پای چشای روشنش بی بدرقه هدر رفت

لالاييا مال اوناس که عاشقن٬ دل دارن شبو می خوان؛ با روز و با شلوغی مشکل دارن

کسايی که هر چی که قلبشون بگه گوش ميدن

واسه شراب خاطره کوزه ای از گل دارن

ديگه براش نمی خونم     لالايی بی لالايی   

  انگار راحت تر می خوابه     با نغمه جدايی

ديگه شبای بارونی؛ چشم من ابری تيره

با عکس اون شايد يه ساعتی خوابم ببره

منتظر هيچکسی نيستم تا يه روزی بياد     با دستاش آروم بزنه به شيشه ی پنجره

ته دلم می گم اگه بياد محشره                دلم با عشقش همه ناز اونو می خره

من نگران چشمای روشنشم يه عالم   یعنی شبا بی لالايی راحت خوابش می بره؟

من حرفمو پس می گيرم باز می خونم لالايی

اگه بياد و نزنه؛ باز ساز بی وفايی

آنقدر می خونم تا واسه هميشه يادش بره   رها شدن؛ کنار من نبودن و جدايی

لالالالايی شبای ساکت و پرستاره   کاشکی کسی پيدا شه ازش برام خبر بياره

آرزومه يه شب بياد و با نگاهش بگه             کسی رو جز منتو اين دنيای بد نداره

لینک