گل گلدون من شکسته در باد...   

ديروزبعد از مدتها که می خواستم برم وبلاگ مهرانه و نمی شد دل رو به دريا زدم و رفتم. يه وبلاگ ساده مثل خيلی از وبلاگايی که ماها هروز ميريم سر می زنيم. مثل بقيه حرف از عشق٬ شعر و... راستش يه جوری شدم شايدم از خودم بدم اومد.

م.....ه.....ر.....ا.....ن.....ه

اما...اما...

آهنگ وبلاگش حرف ديگه ای برای گفتن داشت:

گل گلدون من شکسته در باد؛ تو بيا تا دلم نکرده فرياد

گل شب بو ديگه؛ شب بو نمی ده؛  کی گل شب بو رو از شاخه چيده

گوشه ی آسمون پررنگين کمون؛  من مثل تاريکی تو مثل مهتاب

اگه باد از سر زلف تو نگذره ؛ من می رم گم می شم تو جنگل خواب

گل گلدون من؛ ماه ايوون من ؛ از تو تنها شدم چو ماهی از آب

گل هر آرزو رفته از رنگ و بو  ؛ من شدم رودخونه دلم يه مرداب

آسمون آبی می شه؛ اما گل خورشيدرو شاخه های بيد دلش می گيره

دره مهتابی می شه؛ اما گل مهتاب از برکه های خواب بالا نمی ره

تو که دست تکون می دی؛ به ستاره جون می دی

می شکفه گل از گل باغ

وقتی چشمات هم مياد؛ دو ستاره کم مياد

می سوزه شقايق از داغ

 گل گلدون من؛ ماه ايوون من؛ از تو تنها شدم چو ماهی از آب

گل هر آرزو رفته از رنگ و بو؛ من شدم رودخونه دلم يه مرداب

لینک