اعتماد کن!   

اعتماد کن!

 به دستانم
چشمانم
لبانم
و قلبی که در سینه دارم
و اهی که از عمق ناپیدایش
بر می اید
اعتماد کن!
به طنین بی پژواک صدایم
که در حیرت زمان های خاموشی
سکوت شده است
سکوت در مرزی چون هیوط
اعتماد کن!
به ابی اعتقادمان
اعتماد کن!
به سرخی ارتباطمان
اعتماد کن!

لینک