تو هم مثل من ديگه دلی نداری که...   

تيگلاط:امروز آفلاين همه بلاگتو خوندم.به اين نتيجه رسيدم: تو هم مث من ديگه دلی نداری که ...

ندانم  ندانی کجايم کجايی؟ کجايی؟

گمونم به کام تو هم ريخته زهرِ جدايی

بگو سر به بستر تو هر شب سر به غربت می گذاری؛ می گذاری

بگو که تو هم مثل من همزبونی نداری؛ نداری

بگو که تو هم روزها را ؛بهر مردن می شماری؛ می شماری

می دونم تو هم هيچ اميدی به ديدار ديگر نداری‌؛ نداری

مثه مردن می مونه از همه کس دل بريدن

حتی بدتر ز مردن

عزيزا رو نديدن٬ نديدن٬ نديدن٬ دل بريدن

از بس که غم به سينه من

بسته راه را

ديگر مجال آمد و شد نيست آه را

لینک