مرا درياب!   

اون همه گريه کردم؛

ضجه زدم٬ به درک!

اون همه قسمت دادم٬ به جهنم!

اما

به همين روزهای عزيز ماه رمضان؛

به شهيد اين ماه که مجرب ترين بنده ست٬

به مولود امشب٬

به همين اشکای الان من٬ هرچقدر کثافت و پست باشم قاطی بنده هات؛

به همين اشکايی که درست لحظه اذان از چشمام فرو ريخته؛

به همين سوره های هر شب که تمام شد؛

به خودت که اسمت خداست؛

به خودت که اگر تا آخر اين ماه رقم نزدی؛ بهت شک می کنم٬

به عدلت شک می کنم٬

به بزرگيت شک می کنم٬

به بودنت شک می کنم٬

به شنيدنت شک می کنم٬

به همه چيزت شک می کنم٬

فقط همين امشب را اگر اشکهايم را ديده باشی و دلت به رحم نيامده باشد...

==>NAZINA<==

لینک