ديگه از دوست دارم حرفی نزن!   

واسه من گل نفرست ديگه دوست ندارم...

نمی خوام گذشته ها رو باز به خاطر بيارم...

می دونی ميون ماا٬ هر چی بود گذشت و رفت

اون بهار آشنايی خيلی زود گذشت و رفت

ديگه از دوست دارم حرفی نزن!

آخه عشقی نيست ميون تو و من!

من و تو بنده اين ما و منيم

اما عشق يعنی با هم يکی شدن

از دلم می پرسم آيا تو رو می بينيم دوباره؟

می پيچه صدات تو گوشم که با خنده می گی: آره!

خنده های تو فريب؛ گريه های تو دروغ

تو چی بودی واسه من؛ يه چراغ بی فروغ!

ديگه از دوست دارم حرفی نزن!

سلام.

شرمنده دوستان!يه ذره حالم خوش نيست نتونستم بهتون سربزنم. جبران می کنم.

لینک