من عاشق تو هستم   

به تاريخ يک يک يک:

من عاشق تو هستم  من عاشق تو هستم من عاشق تو هستم

صدها سال بعد:

من عاشق تو هستم  من عاشق تو هستم من عاشق تو هستم

شايد به ياد نمی آوری که برای نخستين بار٬ در چه زمان و در کدامين لحظه به فرياد گفتم:

من عاشق تو هستم  من عاشق تو هستم من عاشق تو هستم

ديگر نيازی نيست به ياد آوری      ديگر گذشته است     ديگر بسی گذشته است     اما قبولم کن! قبولم کن به گونه ی عاشقی که به جز عشق هيچ ندارد و باورم کن!

امروز:

با خود گفتم: هنوز٬ هنوز٬ هنوزهم عاشق تو هستم!

و فرياد زدم: هنوز٬ هنوز٬ هنوزهم عاشق تو هستم!

آخرين روز؛ آخرين ساعت:

بر تکه کاغذ چرکی می نويسم:

من عاشق تو هستم!     من عاشق تو هستم!      من عاشق تو هستم!

و آن را به دست باد می سپارم شايد که تو باور کنی که من عاشق تو هستم!

لینک